سنگر مجازی جنگ نرم و دفاع از اعتقادات شهید عبدالله خسروی لرستان

یادداشت تحلیلی و خاطره، پوستر، مصاحبه، کلیپ صوتی، فیلم سینمایی و مستند ، بازی و....

سنگر مجازی جنگ نرم و دفاع از اعتقادات شهید عبدالله خسروی لرستان

یادداشت تحلیلی و خاطره، پوستر، مصاحبه، کلیپ صوتی، فیلم سینمایی و مستند ، بازی و....

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

پیام جهاد کبیر سالار شهیدان در گودی قتلگاه این است که اگر ملتی ولو امت پیامبر اکرم صلوات الله علیه، اصلح غدیری را کنار بگذارند و به غیر اصلح سقیفه ای راضی شوند کارشان روز به روز نزول خواهد کرد تا این که به جایی خواهد رسید که رهبرشان کسی خواهد شد که امام زمانه را به آن وضع فجیع در عاشورا قتل عام می کند....😢
مراقب باشیم در انتخابات به کمتر از اصلح راضی نشویم....😉 ضمن آرزوی قبولی عزاداریهای شما بزرگواران برای سالار شهیدان، از همه ی همراهان عزیز این کانال در ایام عزای سالار شهیدان التماس دعا داریم....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۶ ، ۰۱:۰۷
محسن بهرامی



چند روزی مونده بود به انتخابات ریاست جمهوری سال 96 که الحمدلله توفیق شد و برای تبلیغ سیاسی رفتم خرم آباد. اصل قضیه تبلیغ برای گزینه ی اصلح حوزه علمیه ی قم یعنی حجت الاسلام رئیسی بود. سه روز از چهار روزی که خرم آباد بودم تقریبا همه ی خیابون های اصلی شهر رو پیاده گشتم.  یک پوشه ی بنفش دستم گرفته بودم که روی جلدش پوستر و بروشورهای آقای رئیسی رو چسبنده بودم. تعدادی هم پوستر از ستاد اعزام مبلغ داده بودن که توزیع بشه، حدود 200 تایی می شد. پوشه رو طوری دست می گرفتم که حالت نیمه تبلیغاتی داشت. یعنی هم مشخص بود که دوست دارم این عکس رو مردم ببینند و هم خیلی تابلو نبود، یعنی پوشه رو جلوی سینه یا بالای دست نمی گرفتم. با اینکه از حاج آقای میرزاخانی از مسئولین معاونت تهذیب مدرسه مون یه عمامه قرض گرفته بودم اما هر چی فیلم آموزش عمامه پیچی از آپارات گرفتیم و با حاج خانم تمرین کردیم آخرش نشد یه عمامه قابل قبول و پایدار ببندیم. یا سریع باز می شد یا ظاهرش کج و کوله در می اومد. خلاصه عمامه ی قرضی رو گذاشتم قم توی خونه و با خودم نبردم خرم آباد. البته سبب خیر شد و خود همین عمامه نذاشتن پربرکت ظاهر شد. یعنی توی خیابونها که می گشتم خیلی ها براشون سوال ایجاد می شد که اولا من سید هستم یا شیخ؟ و ثانیا چرا عمامه نذاشتم؟. همین شد که به جای این که من بخوام سر صحبت رو برای تبلیغ انتخاباتی باز کنم مردم خودشون معمولا پیش قدم می شدن و با توجه به خنده ی روی لبهام و سلام ابتدایی راحت ازم می پرسیدن که شیخی یا سید؟ چرا عمامه نذاشتی؟ من هم تو جواب اول می گفتم توی شناسنامه سید نیستم ولی خب برخی آشنایان خواب دیدن ما از سادات هستیم، ایشالا که حضرات ما رو به سیادت قبول بفرمایند و بعد هم می گفتم دعا بفرمایید ایشالا سید باشیم. آخرش هم با نشون داد عکس آقا سید رئیسی می گفتم: آقا سید رو که ایشالا می شناسید و طرف معمولا با توج به ارادت شدید لرستانی ها به سادات می گفت: بله سید خداست. من هم می گفتم: ایشالا براشون دعا بفرمایید. یعنی تبلیغ و ترویج غیر مستقیم ایشون. سوال دیگه ای هم که معمول بود این بود که چرا عمامه نذاشتید؟ این سوال رو هم اینطور جواب می دادم که : سال سوم طلبگی هستم و دو سال دیگه بهمون اجازه ی عمامه گذاری می دن و معمولا افراد قانع می شدن. درصد کمی می گفتن که خب همین عبا رو هم نپوش و برخی هم گفتن که اصلا عمامه نذار کلا همین طوری خوبه جالب تره!... به هر حال این دو تا سوال و لبخند روی لب باعث شد که بیش از پونصد نفر و شاید قریب به هزار نفر در این سه روز صحبت چهره به چهره و بعضا بحث سیاسی خیابونی داشته باشیم. در بعضی موارد تا بیست نفر هم دور ما جمع می شدن و گوش می کردن ولی معمول بحث ها بین  پنج تا ده نفر بود. اول تصمیم داشتم برم امامزاده زید بن علی که امامزاده ی اصلی شهر بود و اونجا تبلیغ کنم و اتفاقا هر سه روز هم حدود ظهر برای نماز می رفتم اونجا ولی خب خلوت شده بود و کلا بازار سنتی خرم آباد دیگه اون رونق و شلوغی قدیم رو نداشت. روی همین حساب شروع کردیم به تبلیغ خیابونی. افراد هوشمند و خواص هم دو طور واکنش نشون می دادن، جناح انقلابی تعجب می کردند و بسیار تحسین می کردند و جناح غیر انقلابی غربگرا هم بعضا شدیدا منع می کردند و برخی حتی می گفتند شما حق ندارید از این لباس برای کار سیاسی استفاده کنید که خب من هم چون از قم بودم راحت جواب می دادم و قبول می کردند. از غیظهاشون پیدا بود این حرکت برای جناح غیر انقلابی غربگرا خیلی گرون تموم میشد و من یاد دوقطبی اسلام امریکایی و اسلام ناب می افتادم که بالاخره کارش به بصیرت بخشی خیابونی کشیده شده. بعضا چند ساعتی از این سه روز یکی دوتا از دوستان طلبه باهام همراه شدن که خیلی اثربخش نبود و فردی بیشتر جواب می داد. اصولا توی بحث اگر چند نفر به چند نفر بشه حالت منطقی از دست می ره و به بگومگوی قبیله ای نزدیک می شه، بهترین حالت همین یک نفر به چند نفره که اگر استدلال قوی باشه هم نشانه ی قوت حرفه که یک نفر تک و تنها حاضر پاش وایسه و دفاع کنه و ترسی از تعداد افراد مقابل به دلش نمی افته و هم این که خود همین تکنفر بودن هم باعث یه جور مظلومیت میشه که باعث جذب دلها میشه...

بگذریم بریم سراغ یکی از خاطرات جذاب این سفر...
 از سبزه میدان به سمت قلعه فلک الافلاک چند قدمی بیشتر دور نشده بودم که چند تا جوون از کفش فروشی های اون منطقه دورم رو گرفتن... سنشون بین 15 تا 25 سال بود و معلوما بود از جوونهایی هستن که سرو گوششون می جنبه...  پنج شیش نفری بودن. شروع کردن به این که شما که شیخی چرا به جای روحانی داری تبلیغ آقای رئیسی رو می کنی؟ و من براشون توضیح دادم که نهادهای سیاسی حوزه علمیه قم همه روی آقای رئیسی نظر دارند و برخی مراجع اصلا آقای روحانی رو حتی برای دیدار هم قبول نمی کنند و ایشون مورد تایید حوزه نیست. براشون عجیب بود نگاهشون این بود که روحانی نماینده ی حوزست. ولی برای بحث نیومده بودن هنوز دو دقیقه از شروع بحث نگذشته بود که یه بادکنک زیر پام ترکید. ولی اصلا توجهی نکردم و داغ و جدی داشتم به بحث ادامه می دادم. اونقدر استدلالها رو توی این چند روز تکرار کرده بودم که دیگه حفظ شده بودم. گفتم حرم امام رضا قربوشنون بریم شرف و ناموس این کشور و پاک ترین و مطهرترین نقطه ی این کشوره و حتما حضرت آقا برای تولیت این حرم شریف، پاک دست ترین و خالص ترین و کاردان ترین افراد رو انتخاب می کنن. همچنین گفتم که تنها گزینه ی روی میز برای مشکل اصلی کشور یعنی فساد اقتصادی و سیاسی کسی است که توی سابقه اش مبارزه با فسادهای کلان اقتصادی مثل کرباسچی و شهرام جزایری و ...  و محکوم شدن طرفهای مقابل وجود داره و ما کسی رو مثل آقای رئیسی با این سابقه ی فسادستیزی جدی و نتیجه دار، توی گزینه های روی میزمون نداریم و اصولا گزینه ی دیگه ای رو در این زمینه نمی شناسیم. از ما استدلال و از رفقا انکار. هنوز به دقیقه ی پنجم نرسیده بودیم که بادکنک دوم و سوم هم زیر پام ترکید بعد یه دفعه متوجه شدم یکی از جوون ها که از بقیه کم سن و سال تر بود داره با یه خنده ی شیطانی با گوشیش فیلم میگیره، یه دفعه گوشی رو از محلی که من بهش توجه نداشتم نشونم داد و گفت حاج آقا می خوایم بلوتوثتون کنیم. هیچی نگفتم ولی  از این کار قیافه ی ناخشنودی به خودم گرفتم و خنده رو از روی صورتم جمع کردم و بعدش هم بحث رو در ادامه جمع کردم و با یه توصیه ی اخلاقی در مورد چشم چرانی کار رو تموم کردم.  خلاصه شاید بیدی باشیم که با باد بلرزیم اما به لطف خدا بیدی نبودیم که با بادکنک بلرزیم.

والحمدلله رب العالمین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۶ ، ۰۷:۱۰
محسن بهرامی

همه ی ظرفیتهای رسانه ای را نثار راه خدا و نامزد اصلح کنیم...

گفته می شود این عصر عصر رسانه است. امروز در فضای انتخابات دشمن همه ی داشته های رسانه ای خود را از ماهواره و تلگرام گرفته تا گوگل و اینستاگرام و ... همه را به میدان آورده است. کاریکاتوریست هایی که تا دیروز برای حضرت آیت الله جنتی حفظه الله کاریکاتورها و تصاویر گرافیکی مستهجن می ساختند امروزه در انتخابات برای حضرت حجت الاسلام رئیسی این کاریکاتورها را بازسازی می کنند...دشمن حتی به بازیگران سینما و بازیکنان ورزشی که  تبلیغات دشمن در ذهنشان موثر واقع شده است نیز رحم نمی کند و از آنان نیز لباهنگ و نماهنگ کاسبی می کند... چرا ما همه ی ظرفیت رسانه ای خود را نثار راه اسلام و راه خدا و انتخاب اصلح که انتخاب فاطمی و انتخاب ابالفضلی است نکنیم. امروز باید هر کس هر چه از ظرفیتهای رسانه ای در اختیار دارد در خنثی کردن فعالیتهای دشمن و تبلیغ برای راه خدا و نامزد اصلح به کار گیرد..کسی ماشین دارد از ظرفیت شیشه های خودرو می تواند استفاده کند کسی مغازه دارد از شیشه های مغازه..دیگری از در و دیوار و پنجره های خانه می تواند تبلیغ کند.کس دیگری می تواند تیشرت نامزد اصلح را بپوشد دیگری وبلاگ دارد باید در وبلاگش تبلیغ کند خلاصه عاشورایی شدن یعنی همه ی ظرفیتهای رسانه ای حتی عکس شخصی شناسه های تلگرامی و اینستاگرامی را نثار راه حق و حقیقت کردن.. رفقا  همه مراقب باشیم مبادا از قافله ی ظهور عقب بمانیم...

پی نوشت: سلام مجدد به همه رفقا و همراهان عزیز....لطفا از ظرفیت تصویر پروفایل برای تبلیغ نامزد اصلح استفاده بفرمایید....خدا خیرتان دهد اجرکم عند الله...😉😊

سلام به همه ی عزیزان همراه امروز برادر حسین کاظم زاده یکی از طلاب مدرسه که برای بصیرت بخشی انتخاباتی رفته بودن سمت روستاهای کرمان خبر داد که توی روستاها بخشدارها و فرماندارها و ده دارها مردم رو تهدید کردن اگر به روحانی رای ندید و رای روحانی تو روستا بالا نباشه بودجه های روستا قطع می شه... یاد عبید ا... ابن زیاد و راهبردش در پراکنده کردن یاران مسلم بن عقیل توی کوفه افتادم...عبید الله سران قبیله ها رو جمع کرد و گفت اگر یکی از قبیلتون دور و بر مسلم دیده بشه  سهم همه ی قبیله از بیت المال مسلمین قطع میشه (منبع : الارشاد شیخ مفید) .. حالا سوال اینه که دقیقا چقدر مونده تا کربلا؟ ما اهل کوفه نیستیم اصلح تنها بماند....


آقای حسن روحانی چند روز پیش یعنی 18 اردیبهشت در همدان گفت:  اردیبهشت 96  بار دیگر مردم ما اعلام خواهند کرد کسانی که در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند را نمی‌خواهند. ...  هر بار شعار دادید، اسرائیلی‌ها 3 میلیارد دلار از آمریکا برای تقویت قدرت نظامی گرفتند؛ چرا آن‌ها را تقویت کردید؟

این یعنی زیر سوال بردن تمام مدت بعد از انقلاب و ریر سوال بردن یکی از شعارهای اصلی انقلاب یعنی مرگ بر اسرائیل... این یعنی مخالفت با انقلاب و نظام.. از این صحبتها بوی فتنه به مشام می رسد ظاهرا بحث این دولت و آن دولت نیست..احمدی نژاد و غیر احمدی نژاد نیست... بحث اصل نظام است یاد شعارهای فتنه گران تداعی می شود...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۹:۵۸
محسن بهرامی
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا به حجت الاسلام رئیسی رای می دهم:
1 : شجاعت و استکبار ستیزی
2: علم به اسلام و اهداف انقلاب به عنوان آرمانهای ملت
3: دوری از حب و بغض های شخصی در مدیریت
4: آشنایی با طعم فقر از نزدیک
5: فساد ستیزی و رودربایستی نداشتن در اجرای عدالت
6: حاشیه نداشتن و دوری از قهرمان بازی نمایشی
7 : استفاده از ظرفیت علمی و کارشناسی کشور
8 : جوان گرایی و به روز بودن
9 : تقوای سیاسی و سازمانی و ضد نفوذ بودن


پوستر حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی2

دانلود پوستر ها و طرح های گرافیکی از حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی در ادامه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۴۷
محسن بهرامی