سنگر مجازی جنگ نرم و دفاع از اعتقادات شهید عبدالله خسروی لرستان

یادداشت تحلیلی و خاطره، پوستر، مصاحبه، کلیپ صوتی، فیلم سینمایی و مستند ، بازی و....

سنگر مجازی جنگ نرم و دفاع از اعتقادات شهید عبدالله خسروی لرستان

یادداشت تحلیلی و خاطره، پوستر، مصاحبه، کلیپ صوتی، فیلم سینمایی و مستند ، بازی و....

پوسترهای زیر از جملات ناب حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله تولید شده است.

با ذکر صلوات و دعا برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای و ملت مسلمان ایران در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود بفرمایید.


جهت دریافت سایز بزرگ روی تصاویر با ذکر یا علی کلیک بفرمایید.

پوسترهای حضرت آیت الله جوادی آملی


پوستر اگر جامعه ی ما قرآنی بود تحریم افسانه بود…

آیت الله جوادی آملی چندی پیش در بیانات دردمندانه از بی توجهی مردم به اجرای قرآن در جامعه گلایه فرمودند…

پوستر این دردگفته ها را با ذکر صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی در ادامه دانلود فرمایید.


پوستر اگر جامعه ی ما قرآنی بود تحریم افسانه بود از آیت الله جوادی آملی

پوستر شماره چهارده  آیت الله جوادی آملی در مورد جامعه ی قرآنی و افسانه بودن تحریم



آیت الله جوادی آملی: این انقلاب هم حسینی الحدوث است و هم حسینی البقاء

حضرت ایت الله جوادی آملی مهرماه امسال در دیدار شاعران آیینی نکات مهمی فرمودند:

گذشته از ثواب و هزاران برکتی که برای جریان سیدالشهدا سلام‌الله‌علیه در دنیا و آخرت است، ما باید بدانیم که به این جریان بدهکاریم. گفته‌اند اسلام نبوی الحدوث است و حسینی البقاء. درست هم هست. اما انقلاب ما به برکت خود خاندان عصمت و طهارت علیهم‌السلام، بدون تعارف هم حسینی الحدوث است هم حسینی البقاء. آن‌هایی که کاملا انقلاب را درک کرده‌اند می‌دانند، وقتی بختیار بحث حمایت از قانون اساسی را مطرح کرد، یک راهپیمایی چهارصد هزار نفره از ساواکی‌ها و ارتشی‌ها ترتیب داده شد که از خیابان انقلاب می‌گذشتند و چشم پر کن بود. خیال می‌کردند که این می‌تواند علیه انقلاب کارساز باشد. اما ما در برابر این راهپیمایی چهار تا راهپیمایی حسینی داشتیم که کار را یکسره کرد. تاسوعا، عاشورا، اربعین و ۲۸ صفر. راهپیمایی‌هایی که میلیونی بود. ما به جز این چهار تا راهپیمایی، تظاهرات میلیونی نداشتیم. می‌بینید که همه این ۴ روز هم برای امام حسین است. پس این انقلاب حسینی الحدوث است.

بعلاوه حسینی البقاء هم هست. برای این که همه ما دیدیم، پنجاه تا پرچم که روی دوش عزیزان ما بود همه اش یا زهرا و یا حسین سلام‌الله‌علیهما بود، یک عدد پرچم سه رنگ هم نبود. درست است که ایران پرچم دارد و مرز پر گهر است، ما برای حفظ این وطن تا مرز شهادت هم می‌رویم، اما دین به ما گفته که این کار را بکن. با این حال اینطور نیست که این پرچم سه رنگ کشور را حفظ کرده باشد. این‌ها که دیگر تاریخ نیست، همه ما با چشم خودمان دیده‌ایم. نظام و کشور ما بدهکارند. مرثیه‌ای که در جبهه‌ها بود یا حسین یا حسین و کربلا کربلا بود، مرز پر گهر نبود. این مرز پر گهر در جنگ جهانی اول نتوانست کار بکند و ما شکست خوردیم. در جنگ جهانی دوم هم نتوانست کار بکند، هرچه گفتند گفتیم چشم، گفتند هفده شهر بدهید، گفتیم چشم، گفتند برده باشید، گفتیم چشم. این مرز پر گهر بود دیگر.

این نهضت باید حفظ شود

شصت سال قبل بنده بیست ساله بودم و در مدرسه مروی تهران درس حوزه می‌خواندم. مرحوم آقای کاشانی رهبری نهضت ملی را برعهده داشت و غالبا طلبه‌ها به احترام ایشان در میتینگ‌ها شرکت می‌کردند. در جریان ملی شدن صنعت نفت، وقتی که مصدق نفت را ملی کرد و انگلیسی‌ها را بیرون کرد، شعار رسمی مردم تهران «مرگ بر شاه» بود. در خیابان مولوی میدانی هست به نام قیام که قبلا میدان شاه بود. ۹:۳۰ صبح روز ۲۸ مرداد ۳۲، یک دست فروش یک جعبه گلابی آنجا می‌فروخت و داد می‌زد که «آی، شاه میوه دارم». ریختند و بساطش را به هم زدند که چرا می‌گویی شاه. ساعت ۱۰ شد، کودتا شد و مصدق و باندش به زندان افتاند و زاهدی دولت تشکیل داد. بعد از ظهر همان روز در همان تهران گفتند جاوید شاه! ما کودتای ننگین ۲۸ مرداد را دیدیم.

شاه برگشت، نفت را دادند به انگلیس و گاز را دادند به شوروی و ما شدیم برده. این‌ ها همان مرز پر گهر بود دیگر. اما وقتی که امام، مرجعیت، روحانیت، حسینیه و مسجد قیام کرد، شانزده شهریور گفتیم مرگ بر شاه، هفده شهریور در میدان شهدا آن همه شهید دادیم و گفتیم مرگ بر شاه، هجده شهریور هم گفتیم مرگ بر شاه. گفتیم تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد و این طور شد. پس این نهضت حسینی الحدوث است و حسینی و البقاء و این باید حفظ شود. این جایزه را خاندان عصمت و طهارت به ابی عبدالله سلام‌الله‌علیه دادند.

منبع

آیت الله جوادی آملی انقلاب اسلامی حسینی الحدوث

پوستر شماره یازده آیت الله جوادی آملی و حسینی الحدوث بودن انقلاب اسلامی


پوستر نظر آیت الله جوادی آملی درباره حضور بیگانه در اغتشاشات…

رجانیوز/گروه سیاسی: «اعلام مواضع صریح و شفاف و مرزبندی دقیق با فتنه‌گران» یکی از توصیه‌ها و تذکرات جدی و همیشگی رهبر معظم انقلاب به خواص و علما در جریان فتنه سال ۸۸ بود و ایشان با اشاره به جایگاه تاثیرگذار خواص بر افکار عمومی، همواره نسبت به این موضوع توجه ویژه داشتند و در سخنان خود بارها خواستار حضور خواص در عرصه مقابله با فتنه شدند.

با این حال، متاسفانه برخی از خواص به این توصیه حکیمانه رهبر انقلاب گوش نکردند و با سکوت و یا سخنان چند پهلوی خود، زمینه را برای طولانی شدن فتنه فراهم کردند تا نهایتا مردم و عامه جامعه به میدان آمدند و در حماسه ۹ دی، آتش فتنه را خاموش کردند.

در این میان برخی از وابستگان فتنه و رسانه‌های نزدیک به این جریان تلاش کردند تا مراجع و بزرگان حوزه را همراه با ساختارشکنان جلوه دهند و با سانسور و تحریف سخنان آنان، دست به بهره‌برداری سیاسی به نفع آشوبگران بزنند؛ مساله‌ای که به طور ویژه درباره حضرت آیت‌الله جوادی آملی صورت گرفت و تبلیغات زیادی در این زمینه برای تحریف سخنان ایشان صورت گرفت.

با این حال، آیت‌الله جوادی آملی با بصیرت انقلابی خود همه این ترفندها را نقش بر آب کرد. به عنوان مثال، ایشان در تاریخ ۲۸ خرداد ۸۸ یعنی یک روز قبل از خطبه‌های تاریخی رهبر انقلاب در نماز جمعه، در دیدار با جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران به طور جدی به حمایت از مواضع حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پرداخت و خواستار احترام به قانون و رای مردم از سوی همه گروه‌های سیاسی شد.

در سال‌روز سخنرانی آیت‌الله جوادی آملی متن کامل سخنان این استاد برجسته حوزه علمیه قم به همراه فایل صوتی آن در ادامه می‌آید:

صوت سخنرانی را اینجا دانلود کنید

اقسام اختلاف و راه‌حل مقابله با آن

بنده هم متقابلا مقدم شما خوهران گرامی و برادران ارجمند را گرامی می‌دارم و گزارش جامعی که ارائه فرمودید در اطلاع‌رسانی سهم به سزایی داشت، امیداوریم خدای سبحان دل‌های همه ما را هم به معرفت صائب و عمل صالح هدایت کند.

من چند نکته‌ای را در این محفل به عرضتان برسانم تا به اندازه‌ای روشن شود که وظیفه ما چیست.

اختلاف سه قسم است؛ یک اختلاف قبل از علم است که نظریه‌پردازها، انظار و آرای علمی خود را طرح می‌کنند تا آنچه که حق است، روشن شود. این یک اختلاف محمود و ممدوحی است، مثل اختلاف دو کفه ترازو در برابر شاهین برای حفظ عدالت. اگر در یک کفه‌ای وزن بگذارند و در کفه‌ای دیگر موزون بگذارند، یعنی یک طرف سنگ بگذارند، یک طرف نان، اینها هماهنگ نباشند، همیشه این دو کفه با هم اختلاف دارند و این یک اختلاف مقدسی هم است، برای اینکه اگر وزن سنگین‌تر باشد می‌گوید من به همراه تو نمی‌آیم و اگر موزون سنگین‌تر باشد به وزن می‌گوید من به همراه تو نمی‌آیم،اگر هماهنگ بودیم و هم‌سان و همتا بودیم، بالا می رویم باهم، پایین می‌‏آییم باهم.

این اختلاف دو کفه ترازو یک اختلاف مقدسی است برای برقراری عدل، مثل اختلاف یک نظریه‌پرداز با ناقد آن نظریه که هر دو در صدد رسیدن به یک نظریه علمی هستند. این قسم اول اختلاف است.

قسم دوم اختلاف در اثر اطلاع رسانی‏ها یا برداشت‌های ناصواب یا مقدمات و موخرات و نتایج ناصواب است که با گفتگو و گفتمان و نزدیک شدن و جلسه تشکیل دادن و تفاهم کاملا قابل حل است.

اما قسم سوم اختلاف، به عنوان عذاب الهی است. آن اختلاف دیگر با تفاهم حل نمی‌شود. ذات اقدس اله در سوره مبارکه مائده دوبار دو مطلب و در سوره مبارکه انعام یک مطلب جامعی را بیان می‌کند، در سوره مبارکه مائده فرمود یهودی‌ها در اثر بدرفتاری، بینشان عذاب اختلاف را ایجاد کردم  ” و ألقَینا بَیَنهُمُ العَداَوهَ وَالبَغضَاء اِلى یَوم القِیامَه”(سورهٔ مائده، آیهٔ ۶۴) و مسیحی‏هایی که طرفدار مسیحیت ناب عیسوی نبودند، من بین اینها عذاب و اختلاف ایجاد کردم “فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ الْعَداوَهَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ یَوْمِ الْقِیامَهِ” (سورهٔ مائده، آیهٔ ۱۴) درباره یک عده اغرینا است، درباره عده‌ای دیگر القینا است و هر دو در سوره مبارکه مائده است. فرمود: این ملتی که حق را نپذیرفت، من اینها را به جان هم انداختم.

در سوره مبارکه انعام به عنوان یک اصلی جامع بیان کرد که اختصاصی به یهودی و مسیحی و زرتشتی و اینها ندارد. فرمود: “هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ” ( سوره انعام آیه ۶۵) او قادر است در اثر بد رفتاری شما، عذابی از بالا به عنوان صاعقه، از پایین به عنوان زمین لرزه و یا عذاب اختلاف بین شما القا کند که به جان هم بیفتید ” أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ”

بنابر این ما سه اختلاف داریم، یک اختلاف محمود و ممدوح و مقدس که اختلاف نظریه‌پردازها و ناقدان آن است، یک کسی یک کتابی نوشته یا کارگردانی کرده یا یک نظریه‌ای ارائه کرده، یک عده نقد دارند؛ این یک کار خوبی است تا روشن شود.یک سلسله اختلافات هم سیاسی – اجتماعی است که با گله شروع می‌شود و با قهر ختم می‌شود. این با تفاهم و گفتگو کاملا قابل حل است.یک سری اختلاف‌ها هم بر اثر بدرفتاری و عذاب الهی است.

آن اختلاف‌های علمی را از مجرای علمی باید حل کرد، آن اختلافات اجتماعی را از راه عاطفه باید حل کرد، این اختلاف تقدیر را با ناله و ضجه و اصلاح بین خود و خدا و به کجا ما بدراهه رفتیم، بی‌راه رفتیم، راه کسی رابستیم راه خودمان را نرفتیم یا بی راهه رفتیم یا راه کسی را بستیم، خودمان را اصلاح کنیم.

هیچ مسلمانی حاضر نیست مال و ماشین مردم را بسوزاند، این حتما بیگانه است

این اصل اول که سه مطلب را به همراه داشت. اصل دوم آن است که این فرمایشات شما که مربوط به رنج دیدن دانشجویان در خوابگاه است، ما شنیدیم و کاملا منتقل کردیم و آنها هم متوجه شدند، اما ما باید بدانیم که وقتی کسی حرفی دارد، بیگانه در کار او دخالت نکند این فقط در بهشت است، در بهشت آدم یکسان و خالص است. اما اینجا همان‌هایی که بیگانه بودند؛  هیچ مسلمانی، نه طرفدار این آقا و نه طرفدار آن آقا، هرگز حاضر نیست که به خانه کسی آسیب برساند و مال  کسی را بسوزاند، ماشین کسی را بسوزاند، این حتما بیگانه است. ما بخواهیم یک جایی داشته باشیم و حرفی داشته باشیم که اینها نباشند، این کار بسیار خوب است ولی اینها خواه و ناخواه خودشان را در این جمع داخل می‌کنند.

یک وقت است که انقلاب است، نظیر رهبری امام اینها را شستشو می‌کند، آن روزها ممکن بود چهارتا جوان حزب اللهی به سینما  آسیب برسانند، اما هرگز سعی نمی‌کردند که به مال و ماشین مردم آسیب برسانند، بلکه سعی می‌کردند که هرگز آسیب نرسانند. آنکه ” لاتبق ی و لاتذر” ( سوره مدثر آیه ۲۸) بود و به همه آسیب می‏رساند، آن دیگر خط امام نبود. اما انقلاب امام، همه را شستشو کرد و مشخص شد که آنها چه کسی هستند و ملت کیست.خواه و ناخواه ما این دشواری و مشکل را در جامعه احساس می‏کنیم. این هم یک مطلب.

نامه‏ای هم که این آقایان برای مسئول دستگاه قضایی نوشتند، که امروز من در بعضی از روزنامه‌ها خواندم. آنها هم اقدام می‏کنند. این عزیزانی که فعلا در منزل‏هایشان نیستند، ان‏شاءالله به منزل‏هایشان برگردند. برای اینکه اینها نامه نوشتند برای مسئول دستگاه قضایی، او هم انشاءالله اقدام می‌کند.  همان‌طوری که امروز باز من در بعضی از روزنامه‌ها دیدیم که جناب آقای موسوی و همراهانشان از اغتشاش‏گران کاملا تبری کردند، این هم که شده است.

مقام معظم رهبری  دیگر از این دوستانه‌تر و مهربانانه‌تر می‌توانست رفتار کند؟!

مقام معظم رهبری هم سه چهار تا کار کردند، با واسطه یا بی‏واسطه؛ آن دیداری که با اعضای محترم ستادهای این چهار نامزد داشتند، این یک دیداری دوستانه و تفاهمی مهربانانه بود، فرمایشات این آقایان را گوش کردند، خودشان هم فرمایشاتی فرمودند، ولی این می‏تواند آن اختلاف دوم را حل کند.

اگر خدای ناکرده ما گرفتار اختلاف سوم باشیم، این با دیدار رهبری حل نمی‌شود، این فقط سجده می‌خواهد و ناله و توبه؛ ولی این بزرگوار (رهبر انقلاب)کار خودش را کرده است، یعنی کاملا فرمایشات آن آقایان را شنید، اعضای محترم ستاد آقای موسوی آن آقایان بزرگوار دیگر، این چهار نامزد محترم، فرمایشات آنها را شنید و بعد سخنرانی کرد، دیگر از این دوستانه‏تر مهربانانه‏تر؟! شما شخص اول مملکت را ببینید، تمام فرمایشات این آقایان را شنید. برادری معنایش همین است دیگر. دستور اکید هم به شورای نگهبان داده تا شورای نگهبان حرف‏های آنها را گوش دهد.

اگر شما جای شواری نگهبان بودید چه کار می‌کردید؟

ولی ما یک پرانتزی باید اینجا باز کنیم و آن این است که نه ما علم غیب داریم و نه خیلی ها؛ با گلایه‏ و شواهد اگر خود شما هم به جای شورای نگهبان بودید، چه کار می‏کردید؟ شما می‏فرمایید که مثلا در فلان صندوق اختلاف شده است، بسیار خب؛ مدرکی دارید؟ نه! این را عزیزان من، خواهران من، مادران من، خوب گوش دهید، آن کسی که علم غیب دارد برابر علم غیب عمل نمی‏کند، او پیامبر است. دنیا دار آزادی است، اگر دنیا برابر علم غیب عمل می‏شد کسی به کمال نمی‏رسید. کمال در این است که شخص بتواند به این راه برود و نرود.

در دو آیه قرآن به صراحه خدا به پیامبر فرمود که مردم هر کاری می‏کنند، هم من می‏دانم و هم تو را آگاه می‏کنم. ” قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون” (سوره توبه ۱۰۵ ) ما معتقدیم پیامبر و امام همه اعمال ما را می‏بینند، برای اینکه باید در قیامت شهادت دهند. اما حضرت آمده صریحا اعلام کرده است، این کلمه انما مفید حصر است، فرمود: مردم، زنها، خواهران و برادران بدانید من فقط برابر قانون عمل‏ می‏کنم. من می‌دانم برابر علم غیب چه کسی خلاف کرده است اما علم غیب منشاء فقه و حقوق نیست. “انما اقضی بینکم بالأیمان و البینات” این انما مفید حصر است. یعنی هر کسی که شاهد آورد من حکم می‏کنم، هرکسی قسم خورد من حکم می کنم، اما بنا بر این نیست که من به علم غیب عمل کنم.

لکن مردم، خواهران و برادران بدانید و این را به صراحت فرمود، فرمود که گر کسی شاهدی دروغ آورد، یا قسم دروغ ایراد کرد، آمد در محکمه و من حکم کردم که این مال مال اوست، مبادا بگوید من رفتم محکمه پیامبر از دست خود پیامبر گرفتم. این “قطعه من النار” است، این آتش است که دارد به خانه می‏برد. این را هم بدانید.

از این شفاف‌تر؟!

ما یک اخلاق داریم که مکمل قانون است، یک اخلاق داریم متمم قانون است، یک اخلاق داریم ضامن اجرای قانون است، یک اخلاق داریم پشتوانه قانون است، هر نقصی که در قانون باشد اخلاق ترمیم می‏کند. بنابراین آنکه علم غیب دارد برابر علم غیب عمل نمی‌کند. ایشان (رهبر انقلاب) هم دستور دادند به شورای نگهبان؛ سخنگوی شورای نگهبان هم چندبار گفت که از خود نامزدهای محترم دعوت کردیم که در جلسه رسمی شورای نگهبان، نه آنهایی که مامور به انتخابات هستند، تشریف بیاورند. چون شورای نگهبان چند نفری از اعضای خود را برای انتخابات و رعایت(نظارت) انتخابات، انتخاب می‌کند. همه این آقایان که مسئولیت ندارند، چند نفر برای انتخابات، انتخاب می‏شوند. اما الان در جلسه رسمی از این نامزدهای محترم دعوت کردند، تشریف بیاورند و فرمایشاتشان را بگویند. از این شفاف‏تر؟!

ممکن است، خلاف بشود اما وقتی ندانند که کجا تقلب شده نه شورای نگهبان دستش باز است و نه اینها هیچ مدرکی قابل ارائه دارند. هرجا که مدرک است و هرجا که قانون است ارائه می‏کند.

بیگانه دنبال همین صحنه راه می‌افتد

مطلب بعدی که خواهش من این است، ما همان‌طور که خودمان چه در نماز جمعه و چه در غیر نماز جمعه حرف‌ها را می‏گوییم، اما می‏گوییم که بنا برآنچه که برای نظام و قانون است، خواهش ما همین است که همین طور عمل شود. وگرنه بیگانه به دنبال همین صحنه راه می‌افتد. پس آن جلسه‌ای که همه آقایان نامزدها جمع شدند و فرمودند اغتشاشات را ما محکوم می‏کنیم، این کار بسیار خوبی است.

الان ما در کمربند گلوله‏ایم

الان ما در کمربند گلوله‏ایم؛ کمربند گلوله یعنی کمربند مرگ. این شرق ما افغانستان است که آن طالبان بدتر از القاعده، القاعده بدتر از طالبان گلوله‏هایش به طرف ایران است. غرب که پشت سر هم، وقتی حرم امام ما (عسکریین) را بمب‌گذاری می‏کنند، به خود ما رحم می‏کنند؟! اینها هم گلوله‏های‌شان به طرف ما است، اینها زیر گوش ما هستند، هم سربازان انگلیسی هستند و هم سربازان آمریکایی. شیوخ بی‌عقل خلیج فارس هم که این منطقه را حیات خلوت آمریکا قرار دادند، شما نگاه کنید که در کویت و ابوظبی و بحرین و منامه و مسقط اینها پایگاه نظامی دارند و دستشان هم روی ماشه است. اینها با چه کسی می‏جنگند؟ هیچ کسی در منطقه غیر از ایران است که دربرابر آمریکا و کشورهای دیگر اینها بایستد؟ برای یک وجب کویت اینها پایگاه نظامی درست کردند.

برادران افغانی وقتی سیاست‌مدار در ‏می‏آیند، آدم‌های باهوشی هم هستند، منتها متاسفانه بر اثر فلاکت‌های سیاسی به این روز در آمده‏اند. یک روز مستحضرید همین افاغنه آمدند ایران را گرفتند. صورت‏هایشان را می‏بینید، اینها همان نژاد مغول و تاتار هستند. آن بزرگوار افغانی که بعد هم آمد در ایران تشکر کرد، این گفته که من باید افغانستان را معرفی کنم، برای اینکه افغانستان نه نفت دارد و نه گاز دارد و نه امامزاده دارد و نه عتبات دارد و نه کعبه دارد، هیچی ندارد، شما افغانستان را نمی‏شناسید. یک مدتی درباره افغانستان بحث کرد، بعد گفت که کویت چه کاره است، کویت را جک سیاسی زدند. وقتی چرخ ماشین آسیب می‏بیند، جکی می‏زنند که بالا بیاید، گفت کویت قابل ذکر نبود، جک سیاسی زدند و بالا آوردند که در برابر ایران بایستد و علیه ایران پایگاه درست کند.

خب این شیوخ بی‌عقل خلیج فارس قدم به قدم اینجا پایگاه درست کردند، یک دوست به حسب ظاهر داشتیم که آن هم ترکیه بود، ترکیه پایگاه اینجرلیک خود را که آماده است برای پرواز در اختیار این دو دشمن خون آشام ما قرار داد، یعنی آمریکا و اسرائیل. با آنها پیمان نظامی بسته است. اگر ترکیه با آنها پیمان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بسته بود، ما مشکل نداشتیم. اما پیمان نظامی به بهانه ناتو بسته است. در همین پایگاه اینجرلیک ترکیه هواپیمای شکاری می‏تواند پرواز کند. و ماییم محصور به گلوله.

ما اول رای به قانون اساسی دادیم بعد نماینده

در چنین فضایی بهترین راه برای ما آرامش است. ۱۴ میلیون، ۱۴ میلیون است، کم نیست. خب اگر یک وقتی آنها یک رای بیشتری دادند به رای ما عمل کردند، یعنی به رای ما ۱۴ میلیونی عمل کردند، چرا؟ برای اینکه ما که مثلا ۱۴ میلیونیم و به این آقا رای دادیم ما دو رای دادیم یک رای به قانون اساسی دادیم، یک رای به نماینده، آن رایی که ما به قانون اساسی دادیم، رای به همه است. صددرصد است. یعنی همه ما گفتیم هر نامزدی که رای بیشتری آورد او نماینده ماست. این رای ماست دیگر.

یک رای فرعی هم دادیم. مثلا ما که می‌خواهیم این خانه را بسازیم، همه جمع شدیم که این خانه چند تا اتاق داشته باشیم. همه ما رای دادیم که این اتاق مثلا یک مطالعه داشته باشد، یک اتاق بزرگ و یک اتاق پذیرایی و خلاصه ۶ اتاق داشته باشد. همه ما رای دادیم که این باید ۶ اتاق داشته باشد بعد وقتی که در جزئیات اختلاف کردیم، مثلا بعضی‌ها می‏گویند که آن اتاق بزرگتر باشد و آن یکی کوچک‌تر باشد، می‏گوییم هرچه که اکثریت گفتند به همان عمل می‏کنیم. خب اگر اکثریت گفتند که این اتاق باید فلان قدر باشد، ما چون قبلا رای دادیم که هرچه اکثریت گفت معتبر است، آن رای اصلی ماست. بنابراین باید به رای خودمان عمل کنیم. اگر خدای ناکرده تخلفی شد و مدرکی داشتیم ارائه می‏کنیم.

اگر بخواهند به خیابان‌ها بکشند، کنترلش از دست شما خارج می‌شود

الان چند کار شده است یکی نشست نامزدهای محترم با شورای محترم نگهبان، یکی هم حتی مقام رهبری فرمودند اگر چنانچه احتیاج دارد به بازشماری بعضی از صندوق‏ها آنها بازشماری شود. اگر بخواهند به خیابان بکشند، آن دیگر کنترلش از دست شما خواهرها و برادرها خارج می‏شود. آن وقت همین حادثه پیش می‏آید، نه معلوم است که چه کسی زد، نه معلوم است که چرا زدند، نه معلوم است چه کسی را زدند.

بنابراین اگر چنانچه انشاءالله رحمان ما در آن اصل اول که اختلافات سه گانه است، خوب بررسی کنیم و این جوانب را هم درنظر بگیریم و همه این آقایان و همه علما و مسئولان شورش و اغتشاش را محکوم کردند، یک کاری نکنیم که حضور این مردم یا نظام خدای نکرده آسیب بینند. این دشمن اصلا آماده است، یک قدمی است که خدای نکرده یک آشوبی بشود و او استفاده کند.

من ضمن تقدیر از شما خواهران بزرگوار، جز دعوت به آرامش و نظم و رعایت قانون و رعایت شکایت‌های رسیده و بررسی آنها عرضی ندارم. امیدوارم خداوند همه شما را در سایه ولی‏اش از خیر وسعادت و صلاح و فلاح دنیا و آخرت برخوردار بفرماید.

جوادی آملی اغتشاشات بیگانه فتنه 88

پوستر شماره هفت آیت الله جوادی آملی درباره حضوربیگانه در اغتشاشات

 آیت الله، اغتشاشات، بیگانه، جوادی آملی، فتنه ۸۸، پوستر


پوستر آیت الله جوادی آملی با عنوان پیامبری به زبان سینما

در دیدار با مجید مجیدی کارگردان سریال «محمد (ص)»، مهدی حیدریان تهیه کننده و سید رضا می‌رکریمی مشاور کارگردان این فیلم سینمایی فرمودند: البته ممکن است بعضی‌ها هنوز بازیگرند و اهل بازی‌اند و این هنر شریف را به بازی بگیرند ولی انقلاب زمینه را فراهم کرده چه اینکه یک عدّه کاملاً متحوّل شدند از بازیگری به هنرمندی منتقل شدند.

اگر پیامبری در این عصر مبعوث می شد، با زبان هنر سینما می آمد

معظم‌له در اهمیت صنعت- هنر سینما و تلویزیون ابرازداشتند: آنچنان که اگر کسی به صورت پیامبر در این عصر مبعوث می‌شد، گذاف نبود که با زبان هنر سینما بیاید. اختراع دوربین خدمت اساسی به علم و فن کرده است. یادم است خدمت حضرت علامه شعرانی که هندسه می‌خواندیم؛ هندسهٴ مسطّحه با خط کشیدن روی کاغذ حل می‌شود ولی هندسهٴ فضایی درکش بسیار دشوار است برای اینکه آنچه استاد می‌گوید سه ‌بُعدی است آنچه بر روی کاغذ می‌کشیم، دو بُعدی است. آن بُعد سوم را تا آدم می‌رود در ذهن فراهم بکند از دستش در می‌رود. لذا هندسهٴ فضایی برای کسی که ابزار ندارد بسیار دشوار است. جریان دوربین، فیلم‌سازی و هنر انسان را به درک بعد سوم بسیار نزدیک کردند و بسیاری از کار‌ها را آسان کرده‌اند.

بین بازی و هنر فرق عمیق علمی وجود دارد

این مرجع تقلید افزودند: اگر ادبیات با گفتار مسئله را حل می‌کرد و تنها با گفتار است اما در دیدار، هم چشم می‌بیند هم گوش می‌شنود و تمام ابعاد تأمین است، لذا انسان بهتر می‌تواند مطلب را منتقل کند.

ایشان اضافه کردند: اگر انقلابی شد چه اینکه شد، اگر سرگرمی صرف و بازی به هنر و هنرمند اعتلا نیابد، باخته است و اگر بازی‌های سینما و فیلم به هنر تبدیل نشود این فن راه باخت برایش باز است.

ایشان ابراز داشتند: بین بازی و هنر فرق عمیق علمی وجود دارد، هم اکنون قسمت مهم بودجه جهان صرف آدم‌کشی است، بودجه‌های کشور مشخص است، بودجه نظامی مشخص است، ولو بعضی را سری نگه دارند اما کلیات بوجه نظامی مشخص است.

مفسر بزرگ قرآن کریم افزودند: تقریباً بیش از پنجاه درصد بودجه کره زمین صرف آدم‌کشی است و بخشی زیادی از اهالی کره زمین که اهل کتاب، کتیبه، حسینیه و مسجد نیستند اما اهل هنر، فیلم، سینما هستند. اهل مجلّه و روزنامه‌های علمی هم نیستند تا از این طریق رویه مدیریت دنیا عوض شود لذا در شرایط کنونی مهم‌ترین رسانه‌ای که بتواند بازی را به هنر منتقل کند و جلوی این خونریزی را گرفته و حیوان را انسان کند هنر سینما است که حیوان را انسان کند. و جلوی این خون‌ریزی را بگیرد.

معظم له افزودند: برای هنر اسلامی یک قانون اساسی لازم است که فرق بازی، سرگرمی و هنر چیست؟ حال اگر کسی لفظ را عوض کند کافی نیست بلکه واقعا باید بازی به هنر تبدیل شود و تکامل پیدا کند.

واهمه و خیال اگر بخواهند رهبری فیلم و سینما را به عهده بگیرند، بازیگری و سرگرمی صرف در می‌آید

ایشان ادامه دادند: این رشته‌ها مانند صنعت سینما نظام اندیشه و انگیزه‌اش هماهنگ است امروز یک سلسله دستورهای علمی است یک سلسله فرمهای اجرایی است که حاکم است. آن استاد و معلّم گاهی نیروی واهمه و خیال است و‌گاه نیروی عقل است. واهمه و خیال حساب و کتابی ندارد؛ انسان یک جا نشسته حالا در نماز یا در غیر نماز می‌بینید از شرق سر در آورده به غرب، از غرب سر در آورده به شرق، دوخت و دوز کرده، جنگ و صلح کرده، دعوا کرده، صلح کرده این یک ساعت فکر کرده در واهمه و خیال چیزی در دستش نیست جز یک سوپرمارکت ذهنی.

حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند: این واهمه و این خیال اگر بخواهند رهبری فیلم و سینما را به عهده بگیرند همین بازیگری و سرگرمی صرف در می‌آید، ولی همین واهمه، همین خیال، همین متخیّله از بهترین نعمتهای الهی است، اگر صف نماز جماعت تشکیل دادند به امامت عقل و اطاعت کردند، انگیزه‌های سینما به سمت غیر از بازی و سرگرمی صرف خواهد رفت. آن مطلب عالی معقول را انسان چگونه به مردم عرضه کند؟ اگر به برکت خیال و تصویر و واهمه نباشد، امکان‌پذیر نیست.

ایشان ابراز داشتند: قانون کلی (امر معقول) قابل پیاده کردن نیست، به برکت واهمه، خیال و متخیّله این سه نیرو آن معانی را جزئی می‌کنند آن صوَر را جزئی می‌کنند آن‌ها را دوخت و دوز می‌کنند گاهی از هم جدا می‌کنند و قابل ادارک عموم عرضه می‌شود.

ایشان فرمودند: ما سه نیرو در درون خودمان داریم و جای آن‌ها هم مشخص است به دلیل اینکه به تعبیر مرحوم بوعلی سینا و امثال ایشان که هم در طب کار کرده هم در فلسفه، اگر فلان گوشهٔ مغز آسیب ببیند، ضبط و صوَرش آسیب می‌بیند ولی ضبط‌ معانی‌اش محفوظ است یا فلان سلول آسیب ببیند ضبط‌ معانی‌اش آسیب می‌بیند اما ضبط‌ صُوَرش قوی است.

به فرق خیال و متخیله توجه داشته باشید

معظم له ادامه دادند: مثلا می‌بینید بعضی‌ها حافظه‌شان خیلی قوی است، مطالب خوبی حفظ کردند، اصل مطلب را به یاد می‌آورند اما نمی‌دانند کجا دیدند، فردی که ضبط‌ صورش قوی است می‌داند این مطلب در فلان کتاب در فلان صفحه دیده است اما اصل مطلب چیست؟ به یاد نمی‌آورد. بعضی‌ها واهمه‌شان قوی است، بعضی‌ها قوّهٔ خیالشان قوی است، بعضی‌ها ده سال قبل یادشان است، بعضی‌ها هستند که آدرس یک ماه قبل یادشان نیست ولی استاد ماهری در مطالب علمی است و معانی را خوب حفظ می‌کند ولی صُوَر را نمی‌تواند حفظ کند.

حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند: اگر مسوول ضبط معانی که واهمه است، مسئول ضبط صُوَر که خیال است این‌ها به رهبری عقل کار بکنند، متخیّله که در وسط است معنا را به صورت وصل می‌کند صورت را به معنا وصل‌کند. انسان در خیال موجود ده سر درست می‌کند. انسانِ بی‌سر درست می‌کند. این‌ها کار خیال نیست کار متخیّله است؛ به فرق خیال و متخیله توجه داشته باشید. دوست را دشمن می‌کند، دشمن را دوست می‌کند، دوستی و دشمنی، مفهوم است.

ایشان اضافه کردند: زید و عمر صورت‌اند. متخیله دوستی را به زید نسبت می‌دهد، دشمنی را به عمرو می‌دهد این کار، کار متخیّله است همهٴ این‌ها به امامت عقل در بخش اندیشه اگر کار بکنند از عمیق‌ترین و دقیق‌ترین مطالب علمی از همین فیلم‌ها می‌تواند به دست بیاید. این مسیر اندیشه هنر سینما باید باشد.

معظم له اظهار داشتند: بخش انگیزشی هنر هم که به عقل عملی است. باید طوری باشد که بالاخره مبدأ ملحوظ باشد، معاد ملحوظ باشد، هدف مشخص باشد، اگر این کار‌ها انجام شد یعنی اندیشه عالمانه و عاقلانه و انگیزه بر اساس عقل عملی بود نه بر اساس شهوت و غضب، دیگر بازی صرف در سینما ترقّی می‌کند به هنر می‌رسد و می‌شود هنر.

اگر انقلاب نبود سینما شان هنر پیدا نمی کرد

این مرجع تقلید افزودند: به برکت انقلاب این حرف‌ها پیش آمد وگرنه بازی‌‌ همان بازی بود و سینما شأن هنر پیدا نمی‌کرد. در ادامه معظم له در خصوص چهار پرسش مهمانان درباره تاریخ زندگی پیامبر اکرم فرمودند: یک کسی ملحد است، یک کسی مشرک، ملحد می‌گوید «إِنْ هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا» مرگ را پوسیدن می‌داند، تمام گرایش‌ها و بینش‌ها افقی است یعنی فلان چیز در فلان عصر فلان حال بوده است الآن این‌چنین است بعد آن‌چنان می‌شود چه کسی کرد و برای چه کرد، مطرح نیست. مارکس و انگلس و این‌ها این طرز تفکّر را داشتند.

تفاوت مشرکان با ملحدان

ایشان افزودند: یک عدّه در حجاز مشرک‌ بودند. مشرک معتقد است که خدا هست و واجب‌الوجود است، و شریک ندارد و همین خدا کلّ عالم را خلق کرد و در خلق عالم شریک ندارد و همین خدا مدیرکل است و ربّ‌العالمین است و شریک ندارد در این سه امر با ما موحدان یکی هستند. منتها در اثر بیراهه رفتن خدا را از خلق و خلق را از خدا جدا کردن و بت‌ها را واسطه قرار دادند و گفتند بت‌ها را می‌پرستیم که ما را به او یعنی خدای خالق نزدیک کند «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی» یا «هؤُلاَءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ» به بیان قرآن آن‌ها بت‌ها را به عنوان شفیع و طبق بعضی از آیات، به عنوان مقرّب و نزدیک‌کننده می‌پرستیدند. بنابراین مشرکان با موحدان در سه امر مشترک‌اند. و در حقیقت مشرکان با ملحدان به دلیل اعتقاد به خدای خالق جدای از خلق فرق می‌کنند. ملحدان به خدای خالق هم اعتقاد ندارند.

معظم له در ماجرای از بین رفتن پیمان مشرکان توسط موریانه و باقی ماندن باسمک اللهم اظهار داشتند: طبق بعضی از آیات دیگر مشرکان بت‌ها را می‌پرستیدند که آن‌ها را به خدا نزدیک کند. به الله نزدیک کند. لذا مشرکان هم باسمک اللهم می‌نوشتند.

«باسمک اللهمّ» که آن‌ها می‌نویسند مثل همین «باسمک اللهمّ» که ما می‌نویسیم «باسمه تعالی» ما با «باسمه تعالی» فرقی نیست، لذا قرآن دارد «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَنْ خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» اگر از آن‌ها بپرسی که این نظام را چه کسی آفرید؟ می‌گویند خدا. بعد می‌فرماید اگر‌‌ همان کسی که آفرید او باید بپروراند و اینهایی که دست‌ساز (بتان) شماست چرا این‌ها را می‌پرستید؟ درک صحیحی ندارند «أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ» چیزی که خودتان تراشیدید آن‌ها را چرا می‌پرستید، آن‌ها هیزم‌اند. ایشان ادامه دادند: بنابراین الله‌ای که موحّدان داشتند‌‌ همان الله‌ای بود که مشرکان داشتند در سه بخش.

موحّد و مشرک یکسان‌اند منتها در ربوبیّت الله مشرکان مشکل دارند، در وحی و نبوّت هم که منکر هستند، در معاد هم که می‌گویند انسان با مرگ می‌پوسد نه از پوست به در بیاید. اما دین اسلام این سه فصل را برای خود تبیین کرده که‌‌ همان خدایی که کلّ عالم را آفرید همه ذرّات را می‌پروراند و برای پرورش انسان وحی و نبوّت لازم است‌‌ همان طوری که آفتاب لازم است، آب لازم است، هوا لازم است که این درخت رشد بکند.

معظم له افزودند: انسان تنها با هوا و فضا زندگی نمی‌کند با علم و هدایت زندگی می‌کند. نمی‌داند از کجا آمده به کجا می‌رود، کسی باید راهنما باشد و آن وحی و نبوّت است و انسان هم با مرگ از بدن بیرون می‌آید از پوست به در می‌آید نه بپوسد و انسان ابدیّتی دارد.

فرق موحد و مشرک

ایشان افزودند: معاد آن عنصر اصلی بود که بین موحّد و مشرک مورد اختلاف بود، وحی و نبوّت هم عنصر اصلی بود که بین این‌ها اختلاف بود، ربوبیّت خدا در جزء جزء عالم عنصر اصلی بود که بین موحّد و مشرک اختلاف بود وگرنه در آن سه فصل قبلی که واجب‌الوجود است، خالق کل است، مدیر و مدبّر کل است این‌ها یکسان بودند یعنی این عقیده را داشتند. بنابراین یک وقت کسی ملحد کمونیست و مارکسیست و اینهاست او اصلاً الله را قبول ندارد یک وقت است که مشرک است.

حضرت آیت الله جوادی آملی ابراز داشتند: در جریان عبدالمطلّب و امثال عبدالمطلّب که کلیددار کعبه بودند، این‌ها کعبه را به عنوان اینکه بیت توحید و دست‌ساز وجود مبارک ابراهیم خلیل الله است تقدیس می‌کردند، عبدالمطلّب کلیددار این کعبه بود نه کلیددار بتکده، مشرکان بت‌ها را تقدیس می‌کردند یا برای اینکه این‌ها را با صاحب بیت (الله) نزدیک بکند که بت‌ها را آوردند در کعبه قرار دادند. مشرکان این بیت را تقدیس می‌کردند این بیت را همگان محترم می‌شمردند و می‌گفتند که ما با صاحب‌خانه کار داریم اما مشکل این بود که می‌گفتند، کسی که ما را به صاحب‌خانه نزدیک می‌کند، این بت‌ها است.

ایشان درباره جریان بت پرستی در حجاز ادامه دادند: البته محقّقان حجاز با نظر به فرشته‌ها یا نسبت به اجرام سماوی قائل به صنم و ثن بودند، بر این اساس برای آن‌ها تندیس و مجسمه‌ای درست می‌کردند. این عوام‌ها کم‌کم این مجسّمه را پرستیدند و اصل این مجسمه که یا ملائکه بودند یا مقرّبان بودند که بر اساس آن‌ها صورتگری شد و مجسمه ساخته شد را‌‌ رها کردند.

ایشان اضافه کردند: باور مشرکان بر این بود که این بت‌ها واسطه هستند که ما را به خدا نزدیک می‌کند، در قرآن دارد که وقتی از آن‌ها سؤال می‌کنید چرا این‌ها را می‌پرستید؟ می‌گفتند: «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی» ایشان افزودند: آن‌ها کلمه «الله» را برای بت‌ها به کار نمی‌بردند و به بت‌ها «اله» می‌گفتند، آلهه می‌گفتند. تعبیر آلهه دارند یعنی رب، اما الله به معنای خالق و واجب‌الوجود و مدیرکل فقط یکی بود. در این جهت یکسان بودند، لذا قرآن کریم فرمود با آن‌ها مذاکره کنید شما که قبول دارید آسمان و زمین را الله آفرید خب‌‌ همان الله ما را اداره می‌کند. از این‌ها (بت‌ها) چه کاری ساخته است؟! بر فرض که این‌ها تندیس و مجسمه فرشته باشد از فرشته چه کار ساخته است؟ مگر اینکه خدا اذن بدهد، بنابراین الله نزد همه محترم بود، عبدالمطلّب هم کلیددار کعبه بود و این‌ها این بت‌ها را برای اینکه آن‌ها را به صاحب خانه نزدیک بکند، کنار کعبه آوردند.

پیامبر قبل از بعثت از نبوتش مطلع بود یا نه؟

ایشان در پاسخ پرسشی دیگر ادامه دادند: اما اینکه وجود مبارک پیامبر قبل از بعثت از نبوتش مطلع بود یا نه؟ باید این نکته را در نظر گرفت که در نظام هستی یک قوس نزول داریم، در قوس نزول که خدای سبحان خواست بساط عالم را پهن کند؛ اوّلین فیضی که خلق کرد، وجود مبارک پیامبر و اهل بیت که یک نور واحدند ولی در قوس صعود از این طرف به سمت ملکوت لحظه به لحظه دارد که وجود پیامبر می‌فرمود: «قُل رَبِّ زِدْنِی عِلْماً» یا در قرآن خطاب به پیامبر دارد، نماز شب بخوان تا به مقامات بر‌تر برسی.

ایشان افزودند: حالا غیر از این عبادات و مناسکی که انجام می‌دهیم، نماز شب بر حضرت واجب بود برای دیگران مستحب «وَمِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَّکَ عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَاماً مَّحمُوداً» در قوس صعود یکی پس از دیگری بر او روشن می‌شود. حتی در بعضی از آیات دارد که «وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُن تَعْلَمُ» یعنی یک چیز‌ها را خدا یادت داد که نه تنها نمی‌دانستی، نمی‌توانستی یاد بگیری.

به بشرهای دیگر هم همین طور می‌فرماید، می‌فرماید ما چیزهایی به شما یاد دادیم از راه چشم و گوش. در سورهٴ نحل «وَاللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً» اما «وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ» ما مجاری ادراکی به شما دادیم یاد بگیرید حالا یا در حوزه یا در دانشگاه می‌شود دانشمند، اما چیزهایی است که اصلاً هر چه تلاش بکنید نمی‌توانید یاد بگیرید شما بگویید آن طرف آب چه خبر است یعنی بعد از مرگ چه خبر است؟ هیچ کسی دسترسی ندارد یا قبل از اینکه ما به این عالم بیاییم چه خبر بود؟

خداوند آنچه را که بشر نمی توانست یاد بگیرد به او آموخت

این مرجع تقلید ادامه دادند: فرمود «وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» این «مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» غیر از «مَا لاَ تَعْلَمُونَ» است یک وقت می‌فرماید خدا چیزی به شما یاد داد که شما نمی‌دانستید، ممکن است بگوید بشر اگر زحمت بکشد یاد می‌گیرد اما این «کان» منفی در اینجا نقشش این است که فرمود «مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ» که اصلاً بشر نمی‌تواند یاد بگیرد مثل آن طرف آب یعنی آن طرف قبر او دسترسی ندارد، تجربه راه ندارد کسی از آنجا آمده باشد و خبر بدهد. فقط یک گور یک در یک و نیم متری است که آدم اینجا می‌بیند.

ایشان افزودند: هنگامی که به انبیا می‌گفتند ما وقتی که مردیم شما می‌گویید که به خوبان پاداش می‌دهند و به بدان کیفر می‌دهند این چطوری می‌شود؟ این‌ها که رفتند و مُردند و برنگشتند. خداوند رؤیا را نصیب بشر کرد. بشر اوّلی می‌خوابید ولی خواب نمی‌دید. این‌ها می‌آمدند به انبیایشان می‌گفتند اینکه ما در خواب می‌بینیم بدنمان در بستر است ولی سفرهای طولانی می‌کنیم این‌ها چیست؟ انبیا می‌فرمودند این از آن سنخ چیزهایی است که ما به شما می‌گوییم شما خیال نکنید انسانی که مُرد تمام حساب و کتابشان در همین چاله است البته در قیامت همهٔ ابدان زنده می‌شوند که به قدرت الهی است حرفی در آن نیست.

معظم له اظهار داشتند: اما در برزخ انسان با بدن برزخی می‌رود. شبیه همین بدنی که در عالم رؤیاست این بدن کجا می‌رود؟! انسان خواب‌های خودش را نمی‌تواند تعبیر بکند. بنابراین اینکه بتکده بود در حقیقت کعبه قداست داشت چون حضرت عبدالمطلّب بالأخره کلیددار کعبه بودند و کعبه به عنوان بیت خدا محترم بود و مشرکان این بیت را حرمت‌شکنی نمی‌کردند. منتها این‌ها جاهلانه خیال می‌کردند که این بت‌ها را اگر به خانه صاحب‌خانه بیاورند به صاحب‌خانه نزدیک‌تر می‌شوند. وجود مبارک پیغمبر (ص) در قوس صعود یکی پس از دیگری اسرار برایش روشن می‌شد. در قوس نزول همه چیز را داشت اما اینجا وقتی که آمده یکی پس از دیگری روشن شد.

مراحل شهادت

ایشان افزودند: درباره سلام کردن اشیاء بر پیامبر آن طوری که هم مرحوم شیخ طوسی نقل کرد هم زمخشری در کشّاف یعنی هم از بزرگ‌ترین علمای شیعه هم از بزرگ‌ترین علمای سنّی نقل کردند، در ذیل آیه‌ای. بعضی از سنگ‌ها هستند که «یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ» و مانند آن، آنجا نقل کردند که وجود مبارک حضرت فرمود سنگی بود که قبل از نبوّت به من سلام می‌کرد هر وقت مرا می‌دید سلام می‌کرد «و إنّی لأعرفه الآن» الآن هم من می‌شناسمش. از این تعبیر معلوم می‌شود که اشیاء به حضرت سلام می‌کردند نه حضرت به اشیاء سلام می‌کرد چون اشیاء می‌فهمند و شهادت می‌دهند لذا اگر این زمین نفهمد، در قیامت چطور شهادت می‌دهد.

حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند: شهادت دو مرحله دارد یک مرحله تأمّل یک مرحله اَدا، مرحله تأمّل این است که در متن حادثه حضور داشته باشد ببیند و درک بکند و درست ضبط بکند، مرحله ادا اینکه وقتی محکمه شد بگوید من حاضر بودم این صحنه اتفاق افتاد.

ایشان فرمودند: در قیامت زمین شهادت می‌‌دهد که فلان کس همسایه مسجد بود رفت یا نرفت یا فلان معصیت واقع شده یا فلان طاعت واقع شده، اگر این امروز نفهمد، چگونه فردا شهادت می‌دهد. پس همه اشیاء بیدارند، زنده‌ و آگاه‌اند. این «ما سمیعیم و بصیریم» این شعر نیست، حکمت است که به زبان مولوی در آمده «ما سمیعیم و ما بصیریم» بنابراین هم سلام کردن اشیاء مشخص شد.

دیدار مجید مجیدی با آیت الله جوادی آملی حفظه الله

شرایط منطقه در زمان ظهور اسلام

ایشان افزودند: چون به برکت انقلاب این همه حرف‌ها پیش آمد توجه بفرمایید، یک بیان نورانی وجود مبارک حضرت امیر در خطبه قاصعه دارد که این هشداری است به همه ما، هم به مسئولین هم به مردم. آن روز (‌بدو ورود اسلام) دو ابرقدرت در خاورمیانه بود و یک حیات‌ خلوت، یک ابرقدرت بزرگ در شرق به نام امپراطوری ایران بود، واقعاً ایران امپراطوری بود الآن این بحرین و این‌ها که می‌بینید جزء ایران بود. این خراسان، وسیع بود خراسان شرقی، خراسان غربی بعد تجزیه شده غربی‌اش را به ما دادند، شرقی شده افغانستان و پاکستان و یک قسمت دیگر، بلخ و بخارا جزء ایران بود این قسمتهای شمال هم آذربایجان و این‌ها هم جزء ایران بود ایران در واقع یک امپراطوری بزرگ بود.

مفسر بزرگ قرآن کریم افزودند: در خاورمیانه در قسمت غرب هم روم که امپراطوری قوی بود. یک امپراطوری در غرب بود یک امپراطوری در شرق بود. این حجاز یک حیات خلوت بود. کسی هم برای حجاز حساب باز نمی‌کرد، برای اینکه نه محور اقتصاد بود نه محور تجارت بود نه آب و هوای خوبی داشت. هیچ چیزی نداشت یک حیات خلوت بود برای این دو امپراطوری، به برکت اسلام، حجاز هر دو امپراطوری را جذب کرد. طولی نکشید که هم ایران را هم روم را گرفت.

معظم له ابراز داشتند: وجود مبارک حضرت امیرالمومنین (ع) حاکم کل خاورمیانه شد، ایران با عظمت چند استانداری داشت، وجود مبارک حضرت امیر ترسیمی دارد در این خطبه قاصعه فرمود شما این انقلاب (تحول) را، این وحدت را حفظ بکنید، این مفهوم اگر در فیلم هم بیاید فیلم را از بازی و سرگرمی به هنر منتقل می‌کند به لحاظ محتوا و سطحش را هم بالامی‌برد.

ایشان افزودند: حضرت فرمود این دو امپراطوری بزرگ خاورمیانه را حجاز رام کرد. همه سرمایه‌ها به حجاز آمد. آن روز نه سکّه بود نه اوراق بهادار. پولهای رایج مثلاً می‌رفتند گوشت تهیه کنند، نان تهیه کنند، یک شمش طلا می‌دادند، یعنی کسی مثلاً یک شمش طلا یک کیلو طلا می‌برد قدری پارچه می‌گرفت و قدری نان می‌گرفت و قدری گوشت می‌گرفت، در این روستا‌ها قبل از اینکه گازکشی بشود انبار هیزم بود، آن‌ها هم انبار شمش طلا داشتند. اینکه در تاریخ نقل می‌کنند که وقتی عمروعاص مُرد ورثه او طلا‌ها را با تبر بین خودشان تقسیم کردند.

ایشان ادامه دادند: سکّه در زمان وجود مبارک امام باقر (ع) که حضرت راهنمایی کرد، عمربن‌عبدالعزیز دست به کار شد و سکّه از آن به بعد شروع شد و رواج پیدا کرد، بعد‌ها مسئله اوراق بهادار پیدا شد وگرنه در زمان حضرت رسول، زمان حضرت امیر همین شمش طلا بود شمش نقره بود یک مثقال طلا، یک مثقال نقره، مثقال مثقال که می‌گوید آن بود، سکّه نبود. زکات و این‌ها هم که تنظیم شده بود که مثلاً چهل مثقال طلا، این‌ها بر اساس همین معیار بود.

ایشان ابراز داشتند: تمام این ثروت‌های این دو منطقه رفته بود به حجاز، وجود مبارک حضرت امیر در آن خطبه قاصعه دارد که مردم در جاهلیّت کهن مثل جاهلیّت جدید الحاد داشتند یا بت‌پرستی داشتند. ظلم بود خونریزی بود، وجود مبارک حضرت ابراهیم آمد آن بساط را پاره کرد انقلابی کرد و خاورمیانه را اصلاح کرد و فرزندان او بالأخره مدّت‌ها حکومت کردند، سپس در اثر اختلافی که فرزندان ابراهیم خلیل و فرزندان یعقوب و همین یوسف (ع) و همه این‌ها اختلافی کردند دوباره اکاسره و قیاصره آمدند.

ایشان اضافه کردند: این صریح بیان حضرت علی (ع) در نهج‌البلاغه است، اکاسره یعنی کسراهای ایران، قیاصره یعنی قیصرهای روم. در نهج‌البلاغه دارد که اکاسره و قیاصره آمدند همین محترمان انقلاب ابراهیمی را که فرزندان انبیا بودند، پیغمبرزاده بودند، امامزاده بودند این‌ها را چارودار کردند و از آنجایگاه رفیع تنزل دادند.

معظم له تاکید کردند: حضرت امیر (ع) فرمود سلاطین آمدند پیغمبرزاده‌ها را اصحاب دَبر و وَبر کردند. وَبَر این جلوی سینهٴ شتر را می‌گویند؛ پارچه‌های وبری. پارچه‌های وبری این قسمت مو خیلی نرم است. می‌گویند عبا وبری است این پارچه وبری است. بَرَک هم همین قسمت است. قسمتهای دیگر موی بدن شتر این قدر نرم نیست اما این قسمت نرم و با دوام است. حضرت فرمود این‌ها را اصحاب دَبَر و وَبَر کردند. چارودار‌ها این وبر‌ها را می‌چینند، قیچی می‌کنند یک عدّه هم زخم پشت شتر‌ها را درمان می‌کنند. این کار چاروادار است؛ می‌شود اصحاب دبر. حضرت فرمود همین امامزاده‌ها و پیغمبرزاده‌های نسل ابراهیم را آوردند چارودار کردند، حواستان جمع باشد و مرا تنها نگذارید و نظامتان را خالی نکنید و وحدت را به هم نزنید مشکلی دارید خودتان بنشینید حل کنید به بیگانه‌ها باج ندهید راه را برای بیگانه‌ها باز نکنید.

ایشان افزودند: اگر در فیلمتان توجهی به این خطبه قاصعه داشته باشید. هم دستتان پر است هم محتوا هنرمندانه است هم اجرایش ان‌شاءالله هنرمندانه است. چون در بحث هنر این سه قسم است که نباید از نظر دور داشته بشود. قسم اول آن است که محتوا هنری نیست ولی اجرا هنری است مثل یک شعر عادی را کسی با آهنگ خوب می‌خواند. خب محتوا ضعیف است ولی آهنگ خیلی آهنگ خوبی است یا متن سستی است، کسی که خیلی خوش‌آهنگ است یا صدایش پر است مثل دوبلور خوب می‌خواند. این اجرایش هنری است اما محتوا ضعیف است.

تفاوت بین اجرای هنری و محتوای هنری

معظم له ابراز داشتند: شما بهترین نقش فرش کاشان را روی حصیر پیاده کنید این اجرا هنری است اما محتوا هنری نیست، گاهی به عکس است انسان شعر دقیق و رقیق مولانا یا حافظ را با یک صدای انکرالأصوات بخواهد بخواند. این محتوا هنری است ولی اجرا هنری نیست. گاهی تلفیق و ترکیبی است از محتوا و اجرا شعر حافظ را با آهنگ خوب می‌خواند، شعر مولوی را با آهنگ خوب می‌خواند. این قسمت سوم دستتان پر است ان‌شاءالله یعنی اگر این قسمت خطبهٔ قاصعه نهج‌البلاغه را خوب ارزیابی کنید که پیغمبر چه کار کرد و چطور این چارودار‌ها را دوباره جمع کرد و صاحب مسئولیت کرد و عظمت داد. چون آن‌ها آمدند این پیغمبرزاده‌ها و امامزاده‌ها را چارودار کردند بعد که انقلاب اسلامی پیامبر در حجاز شد همین چارودار‌ها را وجود مبارک پیغمبر دوباره بالا دست آورد.

مرجع عالی قدر در ادامه فرمودند: پس سه مقطع بود، مقطع ابراهیمی و انبیای ابراهیمی، مقطع اکاسره و قیاصره که پیغمبرزاده‌ها و امامزاده‌ها را بی‌رحمانه چارودار کردند، مقطع سوم انقلاب اسلامی شد. پیغمبر، همین پیغمبری که شما دارید فیلمش را می‌سازید ایشان آمدند، راه ابراهیم را زنده کردند. در پایان سورهٔ حج دارد که «مِّلَّهَ أَبِیکُمْ» شما شناسنامه دارید بچه ابراهیم هستید، شما دیدید بچه‌های پرورشگاه و شیرخوارگاه اغلب به جایی نمی‌رسند این‌ها همیشه سرگردانند؛ نمی‌دانند چه کسی هستند. اما بچه‌هایی که اهل شهر یا اهل روستا هستند. در این شهر چندتا دانشمند برخاست چندتا عالم برخاست. آن‌ها همیشه سر و گردنشان بلند است. شما بچه‌های ابراهیمید «مِّلَّهَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ» تنها عرب که نیستید «هو سماکم مسلمین من قبل» این بیان نورانی حضرت رسول (ص) است که فرمود: «أنا و علیٌّ أبوا هذه الاُمّه» همین است.

حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند: انسان یک شناسنامه طبیعی دارد که پدر و مادر برایش گرفتند. وقتی بالغ شد خودش شناسنامه می‌گیرد می‌گوید من پسر پیغمبرم، من پسر علی‌بن‌ابی‌طالبم، آن‌ها فرمودند شما بیایید بچه‌های ما بشوید ما شما را به عنوان فرزندی قبول می‌کنیم. این سه مقطع را اگر با بررسی خطبه قاصعه که بلند‌ترین خطبه و طولانی‌ترین خطبه نهج‌البلاغه است، ترجمه‌های فراوانی شده. این بخش اکاسره و قیاصره آن بخش میانی است که اول حضرت ابراهیم و انبیای ابراهیمی ملت را نجات دادند بعد کسراهای ایران و قیصرهای روم این‌ها را چارودارکردند، بعد پیغمبر اسلام آمد این‌ها را دوباره عظمت داد. ایران هم همین طور بود. اصلاً صریحاً می‌گفتند که ترکیه آب دارد شما نفت دارید شما نباید کشاورزی بکنید باید از او بخرید چون هر دو در پی آن‌ها می‌گفتند چشم.

کودتای ۲۸ مرداد

معظم له افزودند: بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تولید را بردند بالا، حالا ایران شده بود ژاندارم منطقه، تولید را بردند بالا که غارتگری آن‌ها زیاد بشود، بعد به ما‌ها گفتند شما جشن بگیرید این‌ها داشتند می‌کوبیدند می‌زدند می‌خندیدند که تولید رفته بالا. خب تولید رفته بالا او دارد می‌برد به شما هم گفتند که خلیج فارس ناامن است باید ژاندارم منطقه بشوید کشتی‌های ما را اسکورت بکنید.

ایشان خطاب به کارگردان فیلم محمد (ص) فرمودند: فیلم شما که ان‌شاءالله مقبول خدا باشد و هست اوّلین ثواب را امام و شهدا می‌برند بعد شما آقایان، همه کار‌ها همین طور است سدسازی، کتاب‌نویسی. خیلی از علمای نجف نوشته‌هایشان را گونی گونی در شط می‌ریختند الآن علمای حوزه یا دانشگاه یک چیز می‌نویسند فوراً یا نمایشگاه است یا عرضه‌های دیگر است. اولین ثواب را امام و شهدا می‌برند بعد دیگران. بنابراین دستتان پر است حالا البته در داخل زید چه می‌گوید عمرو چه می‌گوید این‌ها را نمی‌شود به حساب آورد.

بشارت به معنای مکتب تازه، رهاورد تازه و ره توشه تازه است

ایشان افزودند: اگر کسی بخواهد بلنداندیش باشد باید اساسی فکر بکند وگرنه همیشه این بازی‌ها وجود دارد. مفسر بزرگ قرآن کریم با اشاره به کودکی زندگی پیامبر (ص) افزودند: کودکان دو قسم‌اند بعضی از کودکان‌اند که یک شبه ره صد ساله رفتند یک حرفی جناب حافظ دارد که «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» این را در یکی از آن غزلیاتش دارد «یک بیت از این قصیده به از صد رساله است» بعضی‌ها هستند که یک شبه ره صد ساله رفتند، کودکی حضرت عیسی است. کودکی پیغمبر (ص) نظیر کودکی حضرت عیسی نبود البته وقتی که بالغ شد به مراتبی از رشد رسید که احدی نرسید. به دلیل اینکه وجود مبارک حضرت عیسی مبشّر بود اگر پیامبر حرف جدیدی نمی‌آورد همین حرف‌های انبیای قبلی را می‌آورد دیگر بشارت نمی‌خواست. بشارت معنایش این است که یک حرف تازه‌ای، مکتب تازه‌ای، رهاورد تازه‌ای، ره‌توشهٔ تازه‌ای است اینکه در سورهٴ صف دارد وَمُبَشِّرَاً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِن بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ معلوم می‌شود یک چیز جدیدی است.

ایشان ابرازداشتند: کودکی حضرت با کودکی دیگران فرق می‌کند اما کودکی حضرت همانند کودکی مسیح (ع) نبود که یک شبه ره صد ساله طی کند یا کودکی‌اش طوری باشد که به طور غیر عادی به دنیا بیاید الآن شما می‌بینید بخش وسیعی از مسیحیّت یعنی دو میلیارد و نیم با اینکه بشر خیلی‌ها رشد دینیشان قوی نیست اما جریان مسیحیّت به وسیلهٴ‌‌ همان اعجاز کودکی‌اش توانسته جهان را بگیرد. قرآن یک اعجاز عقلی است در دسترس دیگری نیست اما این کودکی وجود مبارک عیسی توانست بالأخره دو میلیارد و نیم جمعیت را به خودش جلب کند. موسای کلیم خیلی مبارزه کرد کم مبارزه نکرد دریا را شکافت. آخر به آب بگوید نیا بگوید چشم. کار کمی نیست طوری بشود که این دریا یک جادهٔ خشکی بشود که پای این‌ها هم‌تر نشود فرمود: فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً یابس یعنی خشک. خب وقتی آدم در دریا برود کفشش‌تر نشود. فرعون را به هم زدن و عصا را اژد‌ها کردن و این‌ها کم نیست. اما کودکی وجود مبارک عیسی همهٔ این‌ها را زیر پوشش می‌گیرد. بنابراین فرق می‌کند کودکی‌اش با کودکی دیگران فرق می‌کند اما کودکی پیامبر اسلام به گونه‌ای نیست که نظیر کودکی حضرت عیسی باشد یا نظیر کودکی حضرت یحیی باشد که خیلی بتواند مسئله باشد.

نشان دادن چهره معصومین در سینما و تلویزیون

ایشان افزودند: اگر ما بتوانیم به لطف الهی از بازی و سرگرمی صرف به هنر برسیم آن‌گاه نشان دادن صورت‌ها هیچ مانعی ندارد، اصل مطلب این است که شما قبلاً نمی‌دانم در محلّه شما تعزیه بود یا نبود، تعزیه‌خوان‌ها نمازشب‌خوان بودند گاهی هم بچه‌ها را می‌آوردند این‌ها دعا می‌خواندند یا آب می‌آوردند این‌ها دم می‌زدند من خودم در دوران کودکی دیدم، اگر هنر باشد نه بازی و لهو لعب، نمازش اول وقت باشد، دیگر وقتی گریم بکند نماز نخواند یا غسل نکند این شخص نمی‌تواند پیغمبر را نشان بدهد امام حسین را نشان بدهد. آن‌ها همیشه اهل نماز بودند همیشه اهل روزه بودند. اهل نمازشب بودند. اگر هنر باشد هیچ منعی نیست که پیغمبر را نشان بدهند امام را نشان بدهند چه اینکه سالیان متمادی نشان می‌دادند.

ایشان افزودند: اما وقتی بازیگری شده در یک فردی بی‌نمازی، بخواهد به صورت قمربنی‌هاشم در بیاید این هتک است. با بدن پاک باشد بی‌روزه نباشد اهل روزه باشد اهل نماز باشد آن وقت نشان دادن چهره هیچ منعی ندارد.

ایشان ادامه دادند: در همین مملکت به خاطر دارم جریان معراج را می‌خواستند نشان بدهند پیغمبر (ص) را نشان می‌دادند، علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) را نشان می‌دادند، فاطمه زهرا (س) را نشان می‌دادند.

منبع: بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء

پوستر زیر از بیانات ایت الله جوادی آملی درباره سینما و قابلیت انتقال پیام خدا:


جوادی آملی سینما و فیلم

پوستر شماره سه آیت الله جوادی آملی و بعثت پیامبری به زبان سینما


آیت الله جوادی آملی : اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد + پوستر

حضرت آیت الله جوادی آملی : هم راه سالار شهیدان زنده است و هم‏ مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده ‏اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‏ گرداند. چون اشکْ رنگ کسی را می گیرد که برای او ریخته می ‏شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می‏دهد. از این‏رو انسان حسینی‏ منش، نه ستم می‏ کند و نه ستم می‏ پذیرد. این که عده‏ ای به فکر ظلم کردن یا ظلم‏ پذیری هستند برای آن است که خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعهٴ خاص حسین‏بن علی(علیهماالسلام) نه ظلم می کند و نه ظلم می‏پذیرد. آن کسی که ظلم‏پذیر است اموی مسلک است چنان‏که ظالم هم اموی صفت است، هر چند که زمزمهٴ «یا حسین» بر لب داشته باشد. و در قیامت که هر کسی را به نام زمامدارش صدا می زنند: ﴿یوْم ندْعوا کلَّ أُناسٍ بإمامهم﴾

جوادی آملی پوستر  اشک شوق شهادت

پوستر شماره دو جمله زیبای آیت الله جوادی آملی درباره شهدا
 
آیت الله جوادی آملی، اشک بر حسین، اشک بر سید الشهدا، جوادی آملی، دانلود،شهادت، پوستر


دو پوستر از بیانات شنیدنی آیت الله جوادی آملی درباره معماری اسلامی

آیت الله جوادی آملی :معماری اسلامی باید طوری باشد که انسان شرافتمندانه زندگی کند و شرافتمندانه از حریم خودش پاسداری کند یعنی نه اشراف داشته باشد نه تحت اشراف باشد. هنر اسلامی این نیست که کسی را نبیند، کسی هم نباید او را ببیند به ما گفتند دیوار داشته باشید. این دیوار داشته باشید نه برای آن است که کسی شما را نبیند برای این است که شما هم کسی را نبینید. ما باید طرزی خانه بسازیم که مشرف نباشد خانه‌ها اگر رو به قبله باشد این برکت خاص دارد، خانه‌هایی که چند طبقه است در یک کوی مشخص باشد، خانه‌هایی که ویلایی است در یک کوی مشخص باشد، رعایت نور و هوا را داشته باشد. اگر کسی خوشحال بود که خانه او تحت اشراف کسی نیست ولی از این جهت نگران نبود که خانه او دیگران را تحت اشراف قرار دارد این دیگر معماری دینی نخواهد بود. باید در اجازه دادن، در مهندسی، در نقشه شهر، طوری باشد که هیچ یک از این دو خطر آن را همراهی نکند نه تحت سلطه کسی باشد نه دیگران او را تحت سلطه خود بگیرند.ادامه متن صحبت های ایشان اینجابا ذکر صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود فرمایید.برای دریافت سایز بزرگ با ذکر یا علی روی تصاویر کلیک نمایید
پوستر آیت الله جوادی آملی معماری اسلامی
پوستر شماره سیزده آیت الله جوادی آملی معماری اسلامی

آیت الله جوادی آملی حفظه الله :نمای بیرون منازل نیز باید طوری طراحی شود که نه بر دیگر منزل ها اشراف داشته باشد و داخل آن نیز برای اطرافیان نمایان نباشد. منازل در غرب دیوارخاصی نداشته و بیشتر از طریق نرده از یکدیگر جدا می شوند و این به دلیل آن است که آن ها منزل را آسایشگاهی به جای پرورشگاه می پندارند. دیوار مناسب می تواند در معماری اسلامی آزادی لازم را به میهمان و صاحبخانه بدهد.ادامه صحبتهای ایشان اینجابا ذکر صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود فرمایید.برای دریافت سایز بزرگ با ذکر یا علی روی تصاویر کلیک نمایید

    پوستر آیت الله جوادی آملی معماری اسلامی

پوستر شماره دوازده آیت الله جوادی آملی از دیوار خانه می گویند

آیت الله، جوادی آملی، دانلود،دیوار، طراحی اسلامی، عبدالله جوادی آملی، معماری، معماری اسلامی، پوستر



آیت الله العظمی جوادی آملی :به غلط رسم شده است چراغی که برای خانه لازم است به مسجد نمی دهیم… + پوستر

حضرت آیت الله جوادی آملی در صفحه ۱۷۴ کتاب ارزشمند روابط بین الملل در اسلام آورده اند :

اهل بیت علیهم السلام نه تنها از فدک استفاده نمی کردند و همه را در راه خدا صرف می کردند بلکه از مختصات خود هم می گذشتند. چیزی را که انسان خود به او حاجت دارد و مختص خود اوست خصاصه می نامند.. فرهنگ حضرت زهرا سلام الله علیها و سایر اهل بیت علیهم السلام این است که همه چیزشان را حتی در نیازمندی به آن برای رضای خدا بذل می کرده اند، ولی به غلط رسم شده است چراغی که برای خانه لازم است به مسجد نمی دهیم و این فرهنگ ماست. آری ضرب المثل هر ملتی بیانگر طرز تفکر آن ملت است و این سخن نادرست نه تنها درباره مسجد و حسینیه ها بلکه درباره همسایه ها و دیگر افراد هم گفته می شود که این منطق غلط ماست، اما اهل بیت علیهم السلام می گفتند چراغی که برای مسجد لازم است،‌ما خانه را با آن چراغ روشن نمی کنیم،‌نانی که دیگران محتاج آنند ما به دهان خود نمی گذاریم و این منطق می ماند،‌از این رو قرآن روی این فرهنگ تکیه کرد و فرمود : الذین تبووا الدار والایمان من قبلهم یحبون من هاجر الیهم و لایجدون فی صدورهم حاجه مما اوتوا و یوثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصه و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون (سوره حشر آیه ۹)

نه تنها علی و اولاد علی علیهم السلام چنین بودند که گفته شود آنان امام و امامزاده بودند، بلکه بزرگانی در صدر اسلام تربیت شدندکه همین فکر را داشتند. در سوره هل اتی داستان اهل بیت علیهم السلام آمده است : و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا (سوره انسان آیه ۸) که ایشان روزه می گرفتند و با آب خالص لفطار می کردند و آن نانی را که آردش و گندمش از راه قرض یا کارگری علی علیه السلام فراهم شده بود،‌به یتیم و مسکین و اسیر دادند و سه شب پشت سر هم به زبان حال و رفتار می گفتند که چراغی که برای خانه دیگری لازم است، ما در خانه خود روشن نمی کنیم و نانی را که دیگری می خواهد ما مصرف نمی کنیم.

در سوره حشر مطلبی آمده است که مربوط به اهل بیت علیهم السلام نیست بلکه درباره شاگردان آنهاست : ویوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه (سوره حشر ایه ۹)

مردم مدینه را قرآن به عظمت ستود و فرمود جنگی پیش آمد و غنائم جنگی نصیب آنها شد و بخش درخور توجهی از همین جنگجویان مدینه فقیر و محتاج بودند،‌ولی مهمانهای خود یعنی مهاجران مکه را مقدم دانستند. فرق ما و آنها این است که ما قبل از مرگ مرده ایم و آنها بعد از مرگ زنده اند. آری بعضی جنازه های عمودی اند و پس از مرگ جنازه افقی می شوند و روح در آنها نیست. حضرت امیر علیه السلام فرمود عالم بی عمل چنین است : و ذلک میت الاحیاء (نهج البلاغه خطبه ۸۶) میت الاحیاء یعنی در بین زنده ها یک جنازه عمودی هم هست،‌بعضی قبل از مرگ مرده اند و بعضی بعد از مرگ همچنان زنده اند که مصداق : ویوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه هستند.

 

جوادی آملی پوستر اهل بیت مسجد ایثار

پوستر شماره هشت بیان آیت الله جوادی درباره کمک اهل ببت علیهم السلام به مسجد

 آیت الله جوادی آملی،اهل بیت، به مسجد روا نیست، جوادی آملی، دانلود، عبدالله جوادی آملی، مسجد، و لو کان بهم خصاصه، پوستر، چراغی که به خانه فرض است.


 آیت الله جوادی آملی :روحانیون باید به بلادشان برگردند…. حوزه برای این نبود که مشکل مالی … + پوستر

بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی درباره رسالت حوزویان:

قرآن کریم فرمود: عده ای هجرت کنند، به مراکز علمی و حوزه ها راه پیدا کنند، فقیه بشوند. منظور از فقیه در کتاب و سنت، فقه مصطلح نیست؛ چنان که منظور از حکمت در کتاب و سنت هم حکمت مصطلح نیست. اخلاق حکمت است، فقه حکمت است، دستورات دینی حکمت است، اعمال و انگیزه های صحیح حکمت است؛ روایات حکمت را بر اخلاق، فقه، سایر مسائل اعتقادی و غیراعتقادی (مثل اخلاقی و عملی) اطلاق کرده است. فرمود: فلولا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین (بقره ۱۲۲). کسی که حکیم شد، فقیه شد، فیلسوف شد، مفسر شد، در بین راه است، این طلیعه راه است.
وظیفه بعدی این است که: و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم: وقتی که برگشتند، مردم را بترسانند ؛ از جهنم، از عاقبت تلخ گناه بترسانند. بگویند گناه واقعاً آتش است و واقعاً سم است. سخنرانی کردن، کتاب نوشتن و تدریس، گوشه ای از کار حوزه هاست.
اینها ابزار کار است. فرمود: لیتفقْهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم ممکن است یک کسی مایه علمی داشته باشد، اما چون آن طهارت روح در او نیست، این توان را ندارد که مردم را از عاقبت گناه بترساند! گناه از هر سمی بدتر است. هروئین تاثیرش مگر چقدر است؟ ده سالی، بیست سالی با انسان درگیر است، بعد بدن را از پا در می آورد و دیگر هیچ! اما گناه که از این قبیل نیست: ثم لایموت فیها ولا یحیی (اعلی، ۱۴) این طور نیست که حالا اگر آلوده شد، بتواند نجات پیدا کند! نظیر هروئین نیست، نظیر انفجارهای دیگر نیست که با مردن تمام بشود، ثم لایموت فیها ولا یحیی است. چنین خطری است. چیزی که از چشم دور است، از حس و عقل عادی عرف دور است، باید تعبداً پذیرفت. به تعبیر لطیف مرحوم میرداماد: آدم باید این کلام وحیانی را درجان خود جا بدهد. آن وقت باورش می شود که این گناه هم سم است و دیگر در خلوت و جلوت دست به گناه نمی زند!وظیفه حوزه ها این نیست که فقیه بشوند، حکیم بشوند، مفسر بشوند؛ این بین راه و ابزار کار است، وظیفه اساسی این است: ولینذروا قومهم ادا رجعوا الیهم. باید بروند انذار کنند. این چنین نیست که بگویند: حالا که امکانات هست، وضع ما خوب است، گروه پژوهشی و تحقیقی هست، ما همین جا می مانیم و تأمین می شویم! حوزه برای این نبود که مشکل مالی کسی حل بشود تا کسی بگوید: من که اینجا می مانم و تحقیق می کنم و نیاز مالی ندارم، چرا بروم؟ این تعهدی است که از ما گرفته اند.
از ما تعهد گرفته اند که برویم! همان طوری که یک مقام مسئول سوگند یاد می کند، ما هم وقتی وارد حوزه شدیم، در محضر ذات اقدس اله مثل اینکه سوگند یاد کردیم. کسی که وارد حوزه علمیه می شود، نظیر عالم ذر یک پیمانی دارد، یک الست بربکم دارد، یک قالوا بلی دارد. کسی که اینجا آمد، ذات اقدس اله می گوید: تفقه، ثم انذر! چنین نیست که ما آمدیم اینجا مهمان ولی عصریم، در کنار سفره آن حضرت سالیان متمادی مهمان آن حضرت هستیم، این درسها را بخوانیم، بعد بگوییم: حالا ماه مبارک رمضان اینجا بنشینیم، پژوهش بکنیم! از این کتابها زیاد نوشته اند.
در هر چند قرن چند نفری می آیند، حرف تازه می زنند. بررسی کنید، این هزار کتاب یا دو هزار کتابی که نوشته شده، حرف تازه در کدام کتابهاست؟ خیلی کم اتفاق می افتد علامه طباطبایی، علامه امینی پیدا بشود؛ همین حرفهایی را که ما اینجا می نشینیم می نویسیم، باید به مردم بگوییم، باید به مردم برسانیم. بعد در فراغت دیگر این کتابها را هم می شود نوشت. این کتابهایی که ماها می نویسیم، مثل جواهر که نیست، از این کتابها فراوان است. در فرصتهای دیگر هم می شود نوشت! وظیفه اصلی ما آن قالوا بلی است.
وقتی که آمدیم حوزه، به ما گفتند: تفقه ثم انذر ، قالوا: سمعنا و اطعنا! فرمود: باید انذار بکنند. یعنی اگر رسول گرامی را ذات اقدس اله فرمود: قُم فانذر . قُم نه یعنی پاشو! قیام کن، نه یعنی بایست؛ یعنی ایستادگی کن! آن که نشسته حرف می زند، ایستاده است و ایستادگی می کند. آن که ایستاده وقت تلف می کند، نشسته است! فرمود: قم فانذر. ایستادگی کن، در برابر بیگانگان، بایست و اینها را با حرفهای الهی آشنا بکن، اینها را از عواقب گناه بترسان! جهنم جدی است، گناه جدی است، باند بازی جدی است. این طور نیست که اگر کسی با فریب دادن بخواهد مشکل خودش را حل بکند و بگذرد؛ این طور نیست. این رسالت ماست وقتی به حوزه آمدیم!

دانلود فیلم همین صحبت های استاد جوادی آملی

پوستر بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی درباره بازگشت روحانیون از حوزه به سوی قوم

پوستر شماره یک بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی درباره بازگشت روحانیون از حوزه به سوی قوم خود

آیت الله جوادی، اقامت در قم، اقامت روحانی در قم، اقامت طلاب در قم، انذار، جوادی آملی، قوم، لولا نفر من کل فرقه، لینذروا قومهم اذا رجعو الیهم، مهاجرت طلاب، هجرت از حوزه،پوستر
ویرایش

پوستری از بیانات آیت الله جوادی آملی حفظه الله درباره رایانه و اینترنت…

آیت الله جوادی آملی :

استفاده از تکنولوژی های جدید و نوین را در عرصه تبلیغات دینی کارامد است. الآ‌ن اگر کسی بخواهد حرف بزند تبلیغی بکند راهش همین رایانه‌ است همین ابزاری است که شما آقایان دارید اینجا که نشستید با غرب و شرق عالم می‌توانید هم خبر دریافت کنید هم خبر برسانید.  امیدواریم دولت و ملت در خدمت این هنر باشند و از این هنر حداکثر بهره را ببرند. امیدواریم این تکنولوژی های جدید رایانه ای توسط شما، آثار خون‌های پاک شهدا را به شرق و غرب برسانند تا هر جا دینی هست با علم باشد و هر جا علمی هست با دین باشد.

ادامه بیانات ایشان اینجا

با ذکر صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود فرمایید.

برای دریافت سایز بزرگ با ذکر یا علی روی تصاویر کلیک نمایید

جوادی آملی پوستر اینترنت رایانه تبلیغ اسلام

پوستر شماره نه آیت الله جوادی آملی درباره رایانه

آیت الله ، جوادی آملی ، اینترنت ، خبر ، دانلود ، رایانه ، رسانه ، پوستر

پوستری از حضرت آیت الله جوادی آملی درباره آزاد شدن ایران توسط کربلا و امر به معروف

حضرت آیت الله جوادی آملی امروز در درس تفسیر تاکید کردند که این عبارت های ایشان درباره ی پرچم های جبهه ها در جامعه بیان شود. حقیر هم پوستر زیر را تقدیم شما عزیزان می کنم.

این کشور را بدون تردید حسین‌بن‌علی حفظ کرده است، در خط مقدم جبهه سخن از مرز پرگوهر نبود، سخن از حسین‌بن‌علی و یا حسین یا حسین بود، در جنگ جهانی اول هرچه گفتند گفتیم چشم،‌ در جنگ جهانی دوم هرچه گفتند گفتیم چشم، در کودتای ۲۸ مرداد هم همین طور، اما وقتی امام و حوزه علمیه آمدند پای کار، و نام حسین‌بن‌علی در میان آمد دیگران به ما گفتند چشم، این کشور آزادشده‌ کربلا است، از آن به بعد هرچه ما گفتیم آنان گفتند چشم.  بیانات در دومین نشست مبلغان نخبه و برتر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم (۸/۲۱/ ۱۳۹۱)

در این دفاع مقدس بالأخره کم و بیش رفتیم جبهه، کم و بیش ما دیدیم، بعضی بیشتر بعضی کمتر. اگر پنجاه پرچم بود یکی آن بالا ممکن بود پرچم سه رنگ ایران باشد اما همه پرچم‌ها یا حسین، یا عباس، یا زهرا.  پرچم ایران، پرچم مرز پرگهر، پرچم مکتب ایرانی نبود. الآن هم اگر حادثه‌ای پیش آید همان پرچم یا زهراست، این کشور را اینها حفظ کردند بالأخره رفتید به جبهه یا نرفتید دیدید یا ندیدید اگر پنجاه پرچم بود، چندتایش پرچم سه رنگ بود؟ یا اصلاً نبود یا یک دانه بود ، آنهم روی ماشین بود. این شعرها و نواهای خاکریز اول و دوم همه یا حسین یا حسین و کربلا کربلا بود، دیگر مرز پرگهر و اینها نبود اینهاست که کشور را حفظ می‌کند. برای اینکه مردم وقتی باور کردند روح، با عظمت الهی به شربت شهادت می‌رسد و عنداللّهی می‌شود (( فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ)) می‌شود و مرزوق است او فداکار است وگرنه بگوید من چرا کشته بشوم؟ برای اینکه زید به ریاست برسد عمرو به کیاست برسد. هیچ‌گاه مرز پرگهر کشور را حفظ نکرد. بیانات معظم له در تفسیر سوره مبارکه احزاب(۱۳۹۲/۰۱/۲۱)


با ذکر صلوات و دعا برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود فرمایید.

جوادی آملی پوستر پرچم یا حسین یا زهرا مرز پرگهر

پوستر شماره شش آیت الله جوادی آملی و پرچم های جبهه های دفاع مقدس


 آیت الله جوادی آملی : از این شیشه کاری ساخته نیست + پوستر

آیت الله جوادی آملی اهل هیاهو جار و جنجال نیست اما از آن عباد صالح خداست که اهل تکلیف شناسی و موضع گیری صریح و بی پرده هستند. در جریان قضایای سخنرانی سیزده رجب حسینعلی منتظری ایشان به دفاع از ولایت فقیه قیام کرد وسخنرانی کوبنده ای ایراد نمود که اینجا ببینید…. در جریان قضایای فتنه ۸۸ هم ایشان به شدت در مقابل فتنه گران ایستاد و هر چند سخنان کوبنده ایشان (اینجا) توسط سایت معظم له و رسانه ها تا مدت ها سانسور و بایکوت شده بود اما ایشان به تکلیف خود عمل کرده بود و کیفر ظلم سانسور سخنان ایشان گردن فاعلان این عمل قبیح را خواهد گرفت ….

ایشان همچنین در قبال سایر افعال زشتی که در جامعه وجود دارد از جمله برخورد حیوانی با انسان ها در علم پزشکی صریحا موضع گرفتند (اینجا)….همچنین در بحث سینما هم نظریات ایشان بسیار بکر و بدیع و سرچشمه گرفته از زلال آیات قرآن است ( به عنوان مثال اینجا و اینجا را ببینید)…حقیقتا طبق فرمایشات امام خامنه ای حیف است دوستان سقف معرفت خود را به چهارتا یادداشت و مقاله اینترنتی محدود کنند و از زلال ناب معارف درس تفسیر این عبد صالح خدا محروم بمانند….

توصیه می کنیم دوستان خود را موظف کنند روزانه یک جلسه از درس تفسیر یا سایر سخنرانی های آیات عظامی چون جوادی آملی بشنوند….صوت سخنرانی های ایشان را اینجا دانلود کنید…

پوستر زیر بخشی از درس تفسیر چند روز پیش ایشان است که متاسفانه در سایت اسرا سانسور شد هر چند در سایت رسالت نیوز منتشر شد و در اینجا خدمت شما تقدیم می شود.

آیت الله جوادی آملی :اگر مسجد و حسینیه های ما معمور بود هرگز این مشکلات را نداشتیم، از تلوزیون کار مسجد ساخته نیست، همین حرف ها را در تلوزیون می زنیم و کم اثر دارد اما در مسجد و حسینیه که می گوییم با چند تا اشک و با توبه همراه است، کار مسجد و حسینیه را فقط مسجد و حسینیه می کند، از این شیشه کاری ساخته نیست.

جوادی آملی پوستر مسجد تلویزیون

پوستر شماره ده مقایسه تلویزیون با مسجد و حسینیه در کلام آیت الله جوادی آملی


 پوستر از آیت الله جوادی آملی درباره مادر و مادری

آیت الله جوادی آملی :زیرا ذات مقدس پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التحیّه والثناء) فرمود نکاح, سنّت من است؛ نکاح آن است که مرد مسکن فراهم می‌کند و زن سکینت، سکینتِ منزل به عهده خانم‌هاست، مسکن را مرد تهیه می‌کند که این کار آسانی است، درست است تهیه خانه سخت است اما نسبت به سکینت, آسان است، سکینت که مشکل‌تر و مهم‌تر و ارزشمندتر از مسکن است به عهده خانم‌هاست این می‌شود سنّت پیامبر. اگر جوان‌های ما در سایه تربیت این‌گونه از مادران این‌گونه از قرآن‌پژوهان طوری بشوند که شوهر, مسکن تهیه کند و همسرِ محترمه‌اش سکینت را تأمین کند دیگر ما نام تلخ طلاق را نخواهیم شنید فرمود من نکاح آوردم این سنّت من است. ادامهاینجا

با ذکر صلوات برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفدا و پایداری امام خامنه ای در مسیر تحقق اسلام ناب محمدی دانلود فرمایید.

برای دریافت سایز بزرگ با ذکر یا علی روی تصاویر کلیک نمایید

صحبت های آیت الله جوادی آملی درباره مادر و سکیینه

پوستر شماره چهار صحبت های آیت الله جوادی آملی درباره مادر و سکینه

 پوستر بیان زیبای آیت الله جوادی آملی حفظه الله درباره امر به معروف و نهی از منکر

پوستر زیر هم توصیه ی مکرر ایشان درباره امر به معروف و رواج آن در جامعه است که لازم است همه در جامعه به آن توجه فرمایند.

مسئله امر به معروف یعنی امر به معروف, این کاری به تعلیم ندارد کاری به ارشاد ندارد کاری به موعظه ندارد کاری به سخنرانی ندارد کاری به تذکر ندارد کاری به تنبیه ندارد امر یعنی امر! اگر کسی مسئله‌ای را نمی‌دانست خب از باب تعلیم جاهل واجب است به او بگویند این دیگر امر به معروف نیست یا می‌داند ولی یادش رفته از باب تنبیه غافل باید متذکّرش کرد اگر تذکّر لازم باشد این امر به معروف نیست تعلیم جاهل, تنبیه غافل, تذکره ناسی و ساهی اینها امر به معروف نیست امر به معروف آن است که کسی مسئله را می‌داند موضوع را می‌داند حکم را می‌داند عالماً عامداً دارد گناه می‌کند اینجا انسان باید فرمان صادر کند که اگر آن شخص مؤتَمِر نشد به امر این آمر دو گناه کرده یکی اینکه معصیت انجام داده یکی اینکه فرمان این آقا را گوش نداده این دارد فرمان می‌دهد این تعلیم نیست این سخنرانی نیست آنجا ولایت دارد (( وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضَهُمْ أَولِیاءُ بَعْضٍ ))  خب اگر کسی نخواست نماز بخواند پدر به او گفت باید نماز بخوانی این اگر نماز نخواند دو معصیت کرد یکی اینکه حرف پدر را گوش نداد یکی اینکه نماز نخوانده این‌طور نیست که امر به معروف یا نهی از منکر تعلیم باشد تذکره باشد اینها امر به معروف نیست فرمود این ولایت متقابلی است که طرفین نسبت به یکدیگر دارند. بیانات در تفسیر سوره مبارکه احزاب (۱۳۹۲/۰۱/۱۹)

آیت الله جوادی آملی، امر به معروف،دانلود، شعار جبهه ها، مرز پر گهر،مکتب ایرانی، نهی از منکر، پوستر، یا حسین یا حسین

با ذکر یا علی دانلود فرمایید.

آیت الله جوادی آملی امر به معروف و نهی از منکر

پوستر شماره پنج توصیه ی آیت الله جوادی آملی درباره ی احیای امر به معروف و نهی از منکر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی